یادش بخیر میرزای تبریزی!
سی آبان که بیاید دومین سال است که میرزا جواد آقا تبریزی در میانمان نیست. همویی که برسم دیرین ما مردم بعد از فقدانش تاحدّی پرده از شخصیت او برایمان کنار رفت و فهمیدیم که چه عرقی داشته در حفظ شعائر ولایت و تثبیت لوازم برائت. مگر نه آنکه که در مقام مرجعیت و با کهولت سن سالروز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها را در گرمای قم با پای برهنه تا حرم حضرت معصومه علیها السّلام گریه کنان می رفت و مگر نه اینکه بعد از رحلتش خیلیها فهمیدند او بوده که بخشی از هزینه ساخت ضریح بارگاه حضرت ابولولو را پرداخت کرده است؛ بارگاهی که آقای تسخیری تعطیلش نمود!
در وصیت نامه اش فرموده بود: «بر تمام مؤمنین است با دل و جان از مسلّمات مذهب حق دفاع کنند و هیچ گاه اجازه ندهند بعضی با القاء شبهه عوام از مؤمنین را فریب دهند، خصوصاً در مسائل شعائر اهل بیت علیهم السّلام که حفظ مذهب برحقّ تشّیع است درآن کوتاهی نکنید که مسؤول هستید. . . (طلّاب عزیز) سکّان هدایت مردم به دست شماست کاری نکنید که دل امام زمان علیه السّلام به درد آید او ناظر بر اعمال ما به اذن خداست و در همین جا از پیشگاه مبارکشان می خواهم که اگر کوتاهی از طرف اینجانب سرزده برمن ببخشند…»
خدای سبحان درجاتش را متعالی بفرماید.
مراجع ترک تبار
امّا سالروز رحلت این مرجع تبریزی برآنم داشت که یادداشتی بنویسم در مورد مراجع ترک تبار مشهور و رویه اشان.
قرن دهم هجری در اردبیل به دنیا آمد. نامش را احمد گذاشتند. او همان بود که بعدها که به نجف رفت تا به امروز به نام مقدّس اردبیلی معروف شد. همو که تشرّفاتش به محضر امام عصر علیه السّلام مشهور است و مجدّد حوزه نجف می دانندش.
مقدّس چنان هیبتی داشت که وقتی شاه عبّاس صفوی بر یکی از کارگزارانش غضب کرد، او به نجف نزد مقدّس اردبیلی پناه برد. مقدس اردبیلی نامه ای به این مضمون به شاه عبّاس نوشت: «بانی مُلک عاریت؛ عبّاس! بدان که اگرچه این مرد اوّل ظالم بود اکنون مظلوم می نماید؛ چنانچه از تقصیر او بگذری شاید که حق ـ سبحانه و تعالی ـ از پاره ای تقصیرات تو بگذرد. بنده شاه ولایت احمد اردبیلی»
شاه عبّاس در جواب مقدّس چنین نگاشت: «به عرض می رساند عبّاس خدماتی که فرموده بودید به جان منّت داشته، به تقدیم رسانید که این محب را از دعای خیر فرامش نکنید. کلب آستان علی: عبّاس»
مدافع ولایت
یگانه دهری که در تبریز تولّد یافت آیة الله شیخ عبدالحسین امینی یا همان علّامه امینی اگر چه که در وادی احکام رساله اش را به جامعه شیعی عرضه نکرد امّا رساله او چنان بود که تا کنون شیعی و سنّی بایدش تقلید کنند. الغدیر علّامه امینی چیزی دارد که می توان مرز بین اجتهاد و مرجعیت همان است. خیلی از علما به مرحله اجتهاد رسیدند ولی به مرجعیت نرسیدند. در این میان بعضی چون علّامه بدان جهت که خود رساله اشان را به مردم عرضه نکردند که رسالتشان را چیز دیگر دیده بودند امّا باز همان مقبولیت را می داشتند اگر در معرض تقلید قرار می گرفتند. شقّ دومی امّا بودند و هستند که رساله به بازار دادند و می دهند بماند مخارج دیگری هم می کنند که مرجعیتشان جای بیفتد و نمی افتد.
این همان است که در علّامه و الغدیرش نهفته است. بی گمان در هر عصری آن مرجعی مقبولیت یافته است که اوّلا اعتقاداتش چنان که مرحوم آیة الله تبریزی فرمودند در حصن ولایت و برائت محفوظ باشد و ثانیاً با امام زمان خویش رابطه داشته باشد که علّامه امینی داشت.
علّامه امینی که ده هزار کتاب خوانده بود تا الغدیر را بنویسد زمانی که به دیدار مؤسّسه دارالتّبلیغ رفت که مرجع ترک تبار دیگری پایه گذار آن بود، درخواست نمود درسی تحت عنوان «ولایت» به صورت مستقل و غیر از آنچه در ذیل تدریس علم کلام و اعتقادات مطرح است؛ جزو مفاد درسی باشد. دارالتّبلیغ آیة الله شریعتمدار که اکنون ساختمانش در میدان شهدای فعلی قم به دفتر تبلیغات اسلامی داده شده است، نماند که چنین کند، امّا تأسّف آنجاست که تا جایی که ما اطّلاع داریم خواسته علّامه که در زمان طاغوت از یک مؤسّسه اسلامی خواسته بود هنوز در هیچ دانشگاه انجام نمی شود بماند؛ حوزه ما هم از چنین واجبی محروم است. البته سالهای اخیر مجتهد ترک تبار دیگری به نام آیة الله حسینی قزوینی مؤسّسه ولی عصر را بنیان گذاشته که چنین هدفی دارد امّا رسمیت حوزه و دانشگاه و شورای انقلاب فرهنگی پشتوانه آن نیست. خدا کند خواسته علّامه به بهترین وجه عملی شود.
مجتهدان قزوینی
از قزوینیها گفتیم جای دارد به این خطّه ترک تبار هم اشاره ای برود. علمای قزوین عالمان با هدفی بوده اند. می خواهم بگویم خیلیها در حوزه و دانشگاه نمی دانند برای چه دارند درس می خوانند. در حوزه امّا این معنا بهتر فهمیده می شود. یقیناً نه همه کسانی که به حوزه می آیند توانایی مجتهد شدن دارند و اگر هم مجتهد شوند نمی شود همه آنها مرجع باشند. توانایی نوشتن و خطابه و تدریس هم در خیلی از آنان نیست. بی تعارف بگویم بعد از انقلاب که توجّه به اسلام بیشتر شد و بعضی از محرومیتهای حوزه تا حدّی کمتر گردید بودند و کم هم نبودند افرادی که برای نرفتن به سربازی یا …. به حوزه آمدند. امّا قزوینیها در این میان با هدف بوده اند و خوب درخشیده اند. مجتهدینی که راه مرجعیت در پیش نگرفتند: مرحوم علّامه قزوینی در دفاع از حریم تشیّع و مستبصر کردن بسیاری از اهل سنّت حوزه خلیج باقیات الصّالحاتی از خود به یادگار گذاشته است.
مرحوم سیّد موسی زرآبادی بزرگ مرد عرصه علم و عمل و عالم مزکّای ربّانی استاد اخلاق و بزرگ مرد مکتب میرزای اصفهانی و شیخ مجتبی قزوینی هم که نمی توان گفت در مکتب حکمت و وحی (که بعضی آن را تفکیک گفته اند) و در عرصه اخلاق و تزکیه از میان دو مجتهد سیّد و شیخ قزوین کدام یک از آن دو بالاترند.
مدار شریعت
بعد از رحلت آیة الله بروجردی رضوان الله بل سلام الله علیه، مانند قبل از رحلت ایشان که امر بین مراجع ثلاث قرار گرفته بود همینگونه شد. آیة الله خوانساری، آیة الله گلپایگانی و آیة الله شریعتمدار. در این میان امّا بیش از همه توجّه به مرجع ترک تبار حضرت آیة الله شریعتمدار بود و علی الخصوص مسائل مالی حوزه عموماً بواسطه ایشان اداره می شد.
آیة الله شریعتمدار مرجعی بود که طرحهای نوینی را دنبال می کرد. انقلاب علمی حوزه با تأسیس دارالتّبلیغ، تأسیس و حمایت از مجلات دینی مانند مکتب اسلام و حمایت از مؤسّسات اسلامی مانند مؤسّسه در راه حق و کانون بحث و انتقاد دینی و …
آیة الله شریعتمدار رویه مرحوم آیة الله بروجردی را در برخورد با حاکمیت داشت امّا نباید غافل بود که مانند آیة الله بروجردی در موضع قدرت نبود. در عین حال کارهایی اساسی مثل حکم به مرجعیت امام و گرفتن نامه ای از شاه که دولت و دستگاه قضایی (چون آن زمان دادگاهی مستقل از قوه قضاییه که ویژه روحانیت باشد، نبود و دستگاه قضایی به امور اتّهامی و جرائم روحانیت رسیدگی می کرد) نتوانند به مراجع تعرّض کنند (که باعث حفظ جان امام راحل شد) یکی از خدمات ایشان به انقلاب بود. در بعد از انقلاب ایشان به مانند حضرت آیة الله سیّد محمّد شیرازی رضوان الله علیه به شدّت معتقد به تحزّب بود و جامعه یک صدایی را منتهی به استبداد می دانست. بگونه ای که از حزب خلق مسلمان که زادگاه تاسیسی آن توسّط بعضی متدینین آذربایجان بود حمایت می نمود. البته برخلاف آنچه مشهور است ایشان خود مؤسّس این حزب نبود.
سرانجام با القاهای بعضی از افراد مشکوک پیرامون دو مرجع رابطه فیمابین امام راحل و آیة الله شریعتمدار به کدورت و نهایتاً رحلت در حصر آیة الله شریعتمدار ختم گردید. حاج آقای ری شهری که در آن زمان وزیر اطّلاعات بود در جریان این واقعه چنان مبغوض ترکان گردید که میزان آرای او در انتخابات سال ۷۶ در سرزمینهای ترک نشین از نظر آماری نزدیک به هیچ باشد. بعد از رحلت آیة الله شریعتمدار قریب به اتّفاق ترک تباران به مراجع ترک رجوع کردند که در آن زمان حضرت آیة الله خوئی در نجف مرجع علی الاطلاق ترکان و اکثر شیعیان جهان بود.
قلّه نجف
آیة الله خویی از خوی بود امّا سالها در نجف ماند. یک بار در سر درسش فرموده بود من ترکم امّا لهجه ترکی ندارم. طلبه ای بود زبل، همان پای درس گفت حاج آقا بفرمایید مؤمن! آیة الله خویی کلمه را طوری تلفّظ کردند که همه به خنده افتادند: مِئومن! یعنی دقیقاً به لهجه ترکی.
معلوم شد بعد از آن همه سال و آن همه عربی صحبت کردن باز هم ترک نمی تواند از لهجه اش جدا باشد.
نگین انگشتری خوی که مرجعیت بعد از آیة الله بروجردی به او معطوف شده بود، استاد مسلّمی بود که اکثر مراجع فعلی شاگرد او هستند. شاید کمتر مرجعی به مقدار ایشان به تدریس پرداخته باشند و در عین حال در علوم مختلفی که در حوزه رسمیت ندارد هم به کاووش پرداخته باشد و نظریات جدیدی داشته باشد. نوشته هایی مانند رجال، علوم قرآنی، حدیث و …
این مرجع بزرگ هم بعد از انقلاب ایران از سوی بعضی افراد نافهم مورد حملاتی قرار گرفت. فکر می کنم باقی بود که در کتاب حزب قاعدین (که در مورد انجمن حجّتیه نوشته بود و بعد از دوم خرداد سال ۷۶ از موضعش عدول کرد و گفت در آن کتاب به اقتضای آن زمان تند رفته است) بی شرمانه انگشت اتّهام به این مرجع شیعه دراز کرد که چرا نامه مهرآمیز برای شاه ایران نوشته است و انگشتری برای او به هدیه فرستاده است. امّا غافل بود که مرجع ترک عراق که در پی مبارزه و براندازی صدّام بعثی است با این ترفند می خواسته پشتوانه تنها دولت اسماً شیعه آن زمان را داشته باشد.
در همین ایّام بود که نمایندگان آقای خوئی در ایران مثل مرحوم آقای مصباح موسوی در مشهد مورد بی مهریهای فراوان قرار گرفتند. این بی مهریها به ساحت مرجعیت تا زمان رحلت آیة الله خوئی ادامه داشت امّا بعد از رحلت ایشان مجالس و پیامهای تسلیتی در ایران ردّ و بدل شد.
دوران فترت
گرچه مراجع ترک تبار بعد از رحلت آیة الل خوئی بودند امّا هیچ کدام به مانند ایشان یا آقای شریعتمدار ما به الاتّفاق عموم ترکان نبودند. شخصیتهایی مثل مرحوم آیة الله مرندی، آیة الله سیّد عزّالدّین زنجانی، آیة الله شبیری زنجانی، آیة الله دوزدوزانی و ….
تا زمانی که بعد از رحلت بقیة السّلف مرحوم آیة الله اراکی رحمة الله علیه اکثر قریب به اتّفاق ترکان از حضرت آیة الله تبریزی تقلید نمودند. شخصیت بلند مرتبه ای که شکوه مرجعیت را با استدلالهای متقنی که در دروس خارج داشت دوباره نمایان ساخت. طلبه ها به شوخی می گفتند کسی اگر بخواهد درس آقای تبریزی را بفهمد باید به گویش عامیانه و اصطلاحی سه زبان فارسی عربی و ترکی مسلّط باشد.
بعد از آیة الله تبریزی باز ترکان به یک مرجع متّفق نشدند. رجوع به آقای سیّد عزالدّین زنجانی و موسوی اردبیلی باعث شد این دو مرجع رساله خود را بیش از گذشته در اختیار بگذارند و دفاتر خود را هم فعّال کنند، امّا بیش از این دو، مراجعه اقوام ترک به آیة الله شیخ جعفر سبحانی باعث شد این مجتهد مسلّم که تا آن زمان رسالت خود را نوشتن و تدریس در مؤسّسه امام صادق (مؤسّسه علمیی که سالهاست تأسیس کرده بود) را هدف خود می دانست، بپذیرد که رساله عملیه اش را توزیع کرده و به عنوان یک مرجع تقلید معرفی شود.
و در پایان
بی شک توفیقات انسان به همّت او و اتّصالش به ساحت مقدّس خدای متعال بواسطه معصومین مربوط می شود.
در میان مراجع ما مرحوم آیة الله تبریزی یکی از پر توفیق ها بود. ایشان می فرمودند: «من ۴۰ سال است معنای تعطیلی را نفهمیده ام.» و می فرمودند: «اگر ارتباط با معبود حاصل شود جرقّه ای در درون انسان زده خواهد شد که همان جرقّه کار ساز خواهد بود توفیق مراحلی دارد و در هر زمانی ممکن است این توفیق بر انسان حاصل شود و این توفیق مرهون تلاش و اخلاص خود شخص است.»
comment5, cheap drugs no prescription, =O, buy hydrocodone without prescription, appw, cheap adderall xr, 072, reductil, 8)), reductil kaufen, =((,
comment3, norco, hqrm, buy percocet, 8))), buy oxycontin online, tsjvf, adderall, 8-]], order adderall xr, 043481, buy citalopram 20mg, xxecbq, pain pills without prescription, %-((, buy hydrocodone without prescription, 28638,
comment5, buy codeine online, =-P, didrex, 8[, buy dextroamphetamine, %DD,
comment3, buy codeine from canada, 16087, buy didrex, 8), buy dextroamphetamine no prescription, 7666,
Very nice site! is it yours too
propecia ohne rezept
propecia ohne rezept
comment4, methadone, ntpelr, buy darvon, 280, buy cheap ritalin, inpcgn, percocet,
,
comment4, buy librium no prescription, 446, buy cheap loprazolam, xmfclo, buy bromazepam, 8], buy nitrazepam, %OO, buy rivotril 2mg, =-P,
comment2, cigarettes online, jyrl, discount cigarettes, 9853, buy accutane without prescription, mgek, buy plan b, 979, buy tamoxifen citrate, 5297,
comment4, buy reductil, fnqi, meridia, >:O, order ritalin, vjbsd, buy periactin uk, rpmjva, buy albuterol inhaler, 3033,
propecia ohne rezept
propecia Deutschland
no deposit casino bonus blogs
levitra kaufen