Posts Tagged ‘امام زمان’
احساس می کنم امام زمان علیه السّلام را برای خودم می خواهم. قبلاً اگر گریه می کردم برای امام عصر علیه السّلام بود امّا الآن برای این است که فکر می کنم خدا و امام عصر علیه السّلام می توانند حاجتهایم را بدهند. قبلاً تمام تلاشم برای این بود که جامعه اصلاح شود الآن فقط به این فکر می کنم که خودم عاقبت به خیر شوم. چرا حالات قبلی را از دست داده ام و یک پلّه سقوط کرده ام؟ چه کار کنم به حالات قبلی برگردم؟
یکی از مسائلی که باعث می شود ما در قبض روحی قرار بگیریم این است که مسائل را با چه زاویه دیدی نگاه کنیم . می گویند یک پادشاهی بود خوابی دید . در دربارش دو تا معبّر خواب بودند که خوابها را تعبیر می کردند . اوّلی را خواست . خوابش را تعریف کرد . معبّر گفت خواب بدی است . معنای خواب شما این است که همه فامیل ها و وابستگان شما قبل از شما از دنیا می روند و حکومت در خاندان شما نمی ماند و شما هم تنها می شوید . پادشاه ناراحت شد گفت معبّر را زندان بیندازند . بعد معبّر دوم را خواست باز همان خواب را تعریف کرد . معبّر گفت خواب خوبی است معنای خواب شما این است که شما عمرتان از همه افراد فامیلتان بیشتر خواهد بود . پادشاه با خوشحالی دستور داد جایزه خوبی به این معبّر دادند . اطرافیان تعجّب کردند . گفتند این دو نفر در حقیقت یک تعبیر برای این خواب کردند . پادشاه گفت : بله ! ولی بیان اوّلی نا امید کننده بود و بیان دومی امیدوار کننده . بیان اوّلی عذاب دهنده بود بیان دومی نشاط آور .
واقعش این است که ما گاهی چیزهای خوب را بد تعریف می کنیم . و بعد به خاطر به اصطلاح نگرش بدمان نسبت به آن جریان در قبض روحی قرار می گیریم .
اینکه سؤال کننده محترم فرمودند گریه می کردم برای امام عصر علیه السّلام حالا برای حاجتهایم گریه می کنم ، این بد نیست بلکه به این معناست که شما به این درجه از معرفت رسیده اید که امام را حیّ می دانید . متوجّه اید که امام اثر وجودی دارد و می تواند حاجت شما را بدهد . در همین مناجات شعبانیه می گوییم : « ربّ هب لی کمال الانقطاع الیک » خدایا ! من را از همه منقطع کن . فقط به سوی تو بیایم . فقط تو را مؤثّر بدانم . فقط از تو حاجت بخواهم .
این یک مرحله از مراحل معرفت است که امام را مؤثّر بدانیم و حاجتهایمان را فقط از او بخواهیم . قبلاً امام علیه السّلام را به این عنوان نمی شناخید که مبسوط الید است . دستش باز است که هر چیزی برای شما اگر مصلحت باشد عنایت بفرماید لذا فقط به عنوان دل تنگی برای یک فرد خوب گریه می کردید . الآن به این فرد خوب معرفتی هم پیدا کرده اید .
مطلب دومی که فرموده اید هم همینطور است . قبلاً شما فکر می کردید اگر هر طوری بخواهید جامعه را اصلاح کنید می توانید الآن به این شناخت و معرفت رسیده اید که برای اینکه بتوانید جامعه را و اطرافتان را تغییر دهید اوّل باید خودتان را تغییر دهید . اوّل باید خودتان را اصلاح کنید . روح خودتان را تزکیه کنید . تا به خیر متّصل شوید . به امام زمان علیه السّلام که معدن خیر است وصل باشید . بعد جامعه را اصلاح کنید . چون کسی که خودش صالح نباشد ، خودش مزکّی و پاک از صفات رذیله نباشد اگر جامعه را خراب نکند اقلّش این است که چون خودش صالح نیست اصلاحاتش بی تاثیر و ابتر است .
پس این یک مرحله صعود است . شما یک پلّه بالاتر رفته اید نه اینکه سقوط کرده باشید .
بنابراین سعی کنید تعاریفی که از مسائل ، از اطرافتان ، از روحیاتتان و از هر چیزی دارید صحیح باشد . اگر تعریف و نگرش نادرستی داشته باشید خودتان را در قبض روحی قرار می دهید .