Posts Tagged ‘بركت’
برکت یعنی چه و چه کار کنیم که همه مسائل زندگیمان برکت داشته باشد؟
امام صادق علیه السّلام در آن روایت جنود ( سپاه ) عقل و جهل برکت را از سپاه عقل می دانند و در مقابل آن مَحْق را از سپاه جهل می دانند می فرمایند : الْبَرَکَةُ وَ ضِدَّهَا الْمَحْقَ
برک به هر محل جمع شدن چیزی به گونه ای که آن چیزها در آن محل روی هم انباشته شود و زیاد گردد می گویند . شتر وقتى سرش را روى پاهایش جمع مى کند و به آن حالت مخصوص می نشیند که حجیم تر از پهنای معمولش به نظر می آید مى گویند بورک به محل جمع آوری علفهای حیوانات می گویند مَبارِک به محل روی هم جمع شدن آبها می گویند برکه شب قدر مبارکة است چون در آن شب تقدیرات جمع می شود و خیرات آنها زیاد می گردد قرآن مبارک است چون همه علم در آن جمع شده و هر لحظه بیشتر از قبل برای اهلش منکشف می شود و ….
محق یعنى هست ولى به چشم نمی آید ماه در محاق یعنى ماه در اخر یک ماه قمری . در این زمان ماه یک حالتی در آسمان دارد که هست ولى دیده نمی شود .
این معنای لغوی معنای اصطلاحی برکت در هر چیزی یعنی آن چیز بیشتر از آنچه در مورد مثل آن معمول هست ، فایده داشته باشد .
همه چیزها هم شامل با برکت و بی برکت می شود ، مال و ثروت بی برکت و با برکت ، عمر و وقت با برکت و بی برکت ، زندگی و یا حتّی مرگ با برکت و بی برکت !
با برکت ترین مرگ شهادت است ، چون خیلی فایده دارد . چهارده معصوم علیهم السّلام که باید در همه چیز اسوه باشند همه کارهایشان بابرکت ترین کارهاست . حتّی مرگ آنها بدون استثناء ، شهادت است . پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند : ما منّا الّا مسموم او مقتول . هیچ کس از ما نیست مگر اینکه یا مسموم می شود یا با جراحت مقتول می گردد .
امیرالمؤمنین علیه السّلام می فرمایند : عمر با برکت عمری است که در آن عمل صالح انجام شود . عمل صالح یعنی عملی که وظیفه هرکسی است . اگر وظیفه یک حیوان این است که شیر بدهد مثلاً گاو ، اگر این حیوان خوب دوید ، حیوان صالحی نیست . اگر وظیفه اش این است که خوب بدود مثل اسب ، اگر خوب شیر داد این باز هم صالح نیست .
باید کاری که می کنیم به اقتضای جایگاهمان در خلقت مفیدترین باشد تا عمل صالح کرده باشیم باید ببینیم خدا از یک انسان در وهله اوّل چه توقّعی دارد اوّل آن را برآورده کنیم تا عمل صالح کرده باشیم .
بعد هم باید ببینم خدا از یک مرد ، از یک زن ، از یک فرزند ، از یک پدر ، از یک مادر ، از یک عضو جامعه ، و از هر فردی نسبت به شغلش چه توقّعی دارد آن را انجام دهیم تا عمل صالح کرده باشیم . بخوانید این رساله حقوق امام سجّاد علیه السّلام را تا بفهمیم عمل صالح می کنیم یا نه ؟
فکر نکنید اگر زن کار مردها را کرد یا مرد کار زنها را خوب انجام داد این صالح است . فکر نکنید اگر یک گوشه ای اختیار کردید و به عنوان یک عضو از جامعه کلّکم راع و کلّکم مسؤول عن رعیته نبودید شما عمل صالح انجام داده اید .
خلاصه برکت عمر یعنی داشتن مفیدترین عمر به این است که شما عملتان در مدّت عمر صالح باشد .
همینطور وقت ، ثروت ، صحبت و سکوت انسان باید مفیدترین باشد تا با برکت باشد .
امّا راههای رسیدن به برکت چیست ؟
قبلاً در بحث روزی هم این مطلب را گفتیم که ما برای به دست آوردن هر خیری یک سری علل تامّه داریم یک سری علل اقتضاء .
شما وقتی بخواهید آتشی روشن کنید ، وجود اکسیژن علّت تامّه است یعنی تا اکسیژن نباشد آتش ایجاد نمی شود . علّت اقتضاء یعنی اینکه اگر باشد آن کار سریعتر و بهتر انجام می شود . مثلاً اگر مادّه سوختنی شما نفت باشد تا اینکه بخواهید از زغال آتش درست کنید ، هم در سریعتر ایجاد شدن آتش تأثیر دارد و هم میزان درصد مادّه ای که تبدیل به انرژی مفید می شود در زمانی که نفت مادّه سوختنی است بیشتر می باشد. ولی علی ایّ حال نفت علّت اقتضاء آتش است نه علّت تامّه برای آن !
حالا در مسائل خیر مثل راههای ایجاد برکت هم اگر داریم مثلاً رفق ( مدارا ) باعث برکت می شود یا نماز در مسجد کوفه برکت ایجاد می کند یا صدقه باعث ایجاد برکت در نسل انسان و حاکم شدن آنها می شود … اینها همه علّت اقتضاء برای برکت است .
علّت تامّه برکت یک چیز است و آن اعراض از لغو است .
بعضی ها هستند خودشان به طرف لغو می روند . می رود تلویزیون را روشن می کند و برنامه ای را که برای او نیست وقت می گذارد و نگاه می کند . دنبال یک عدّه می گردد بنشینند با هم خدای ناکرده غیبت کنند یا حرف بیهوده بزنند . این خودش به سمت لغو رفته است امّا یک موقع است که لغو به سوی انسان می آید .
این را بدانید شما اگر اهل لغو هم نباشید دنیای زمان غیبت معصوم علیه السّلام به گونه ای است که لغو همه جا را فراگرفته است و امکان ندارد شما در طول روز به مسائل لغو برخورد نکنید . اگر می خواهید امورتان برکت داشته باشد شما که نباید به سمت لغو بروید بماند ؛ لغو هم که بسوی شما می آید باید از آن اعراض کنید ، سر بتابانید.
معنای اعراض این است که اگر از سمت راست آمد شما تغییر مسیر دهید از آن سوی دیگر بروید . سر تاباندن و اعراض کردن یعنی این . مومنین اهل برکتند چون والّذین هم عن اللغو معرضون .
و اذا مرّوا باللغو مرّوا کراما وقتی با لغوی در مسیر سیر به سوی خدا که می روند برخورد می کنند ( که حتما با لغو برخورد خواهند کرد ) بزرگوارانه از آن می گذرند .
لغو یعنی چیزی که نه فایده دنیایی دارد نه فایده آخرتی !
مؤمن هر کاری می کند هر حرفی می زند هر سکوتی می کند هر لحظه اش یا باید به درد دنیایش بخورد یا به درد آخرت یا هر دو !
البته اگر مؤمن خوبی باشد کارهای دنیایی او هم بهترین صورت را دارد ولی چون در دنیا هم عمل می کند برای آخرتش .
اگر حتّی شما مسافرت رفتید آمدید خاطرات سفرتان را بگویید چیزی گفتید که لازم نبود تعریف کنید نه به درد دنیای شما و دیگران می خورد نه به درد آخرتتان ، شما لغو انجام داده اید .
یک وقت شما می آیید می گویید فلان جا پرتقال خوبی دارد ، مرکّبات خوبی دارد یا برنج در آنجا گران است و می خواهید تجارت کنید و دارید با اهلش مشورت می کنید این لغو نیست . یک وقت می گویید که گفته باشید ! در ردیف خاطرات سفر این را هم نقل کرده باشید این لغو است .
خلاصه علّت تامّه ایجاد برکت اعراض از لغو است .
در کارهایتان جدّی باشید ؛ امورتان را جدّی بگیرید این یعنی شما که به سمت لغو حق ندارید بروید ، بماند اگر لغو هم به سوی شما آمد باید از آن اعراض کنید . مرّوا کراما بزرگوارانه از آن بگذرید . بگویید شأن من خیلی بالاتر از آن است که در این لغو که شاید برای بقیه مردم هم خیلی مهمّ است بمانم . من هدف دیگری از زندگی دارم و لذا برای من این لغو است .
البته برای اینکه بدانید چه کارهایی برای شما لغو است باید دو چیز داشته باشید : ۱ ـ هدف ۲ ـ برنامه