حدیث هفته

پيامبر اكرم (صلّي الله عليه و آله و سلّم):

 من مات علي شيء بعثه الله عليه

هر كه به هواي هرچيزي بميرد ، خدا او را با حال و هواي همان مبعوثش مي كند .

نظرسنجی

در این وبلاگ سخن سیاسی بگوییم؟

View Results

در حال بارگزاری ... در حال بارگزاری ...
تقویم شمسی
شهریور ۱۳۸۹
ش ی د س چ پ ج
« مرداد    
 ۱۲۳۴۵
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱  

Posts Tagged ‘توفيق’

چه کار کنیم توفیقاتمان زیاد شود؟

اوّل باید معنای توفیق را بدانیم . توفیق یعنی وفق پیدا کردن امور با هم . توفیق از اموری است که از ناحیه خدای متعال داده می شود و به نصّ روایت یک عنایت است «التوفیق عنایة» یکه رحمت است.« التوفیق رحمة»

زندگی اگر همراه توفیقات نباشد و اگر انسان این توفیقات را احساس نکند واقعاً خسته کننده است. واقع مطلب این است که یکی از آن چیزهایی که انسان را به خصوص انسان مؤمن را که دنیا زندان و سجن اوست از حزن و اندوه خارج می کند همین توفیقات است. اگر کسی چشم و گوش و مسامع قلبش را بر این توفیقات نبسته باشد متوجّه می شود که واقعاً با شرافت ترین حظوظ و کیفهای زندگی دنیایی برخورداری از توفیق است. اینطوری متوجّه می شود که عنایت ربّش ، عنایت سرپرست با محبّتش بر او هست و به او بی اعتنا نشده است.

و سه نوع هم دارد: توفیق عام، توفیق خاصّ و توفیق خاصّ الخاص

گاهی شما دنبال کارهایتان را می گیرید به قول معروف به هر دری می زنید امّا آن کار به انجام نمی رسد. امّا گاهی اوقات برای یک کاری صبح از خانه بیرون می آیید تا برای ماشین می ایستید می بینید یکی پیدا شد بدون گرفتن پول شما را به محلّ کارتان رساند از ماشین پیاده می شوید می بینید آن آقایی که لازم بوده است ببینید برای کارتان همانجاست. کارتان را به او می گویید بلافاصله دلش انگار برای انجام کار شما نرم شده باشد و دستش به کار برود بلافاصله نامه اداری شما را امضاء می کند . خلاصه می بینید ظرف چند ساعت تمام کارهایتان که شاید یک ماه باید دنبال آن دوندگی می کردید که  به نتیجه برسد یا نرسد ، امور با هم وفق پیدا می کند و کارهای شما به بهترین نحو انجام می شود .

این یک مثال بسیار سطح پایین از توفیق عام بود. امیرالمؤمنین علیه السّلام می فرمایند: التوفیق عنایة الرّحمن ؛ اینجا منظور توفیق عام است. چون نفرمودند: عنایت خدای رحیم؛ فرمودند خدای رحمان. رحمان یعنی برای همه مردم مهربان است. توفیق عام برای همه هم پیش می آید گاهی حتّی برای یک انسانی که از اعتقادات خوبی برخوردار نیست یا از اعوان ظلمه است توفیق پیش می آید. البته گاهی استدراج است. کاری کرده که خدا در وجودش خیری تمی بیند برای همین در مسائل دنیایی به او می دهد تا در همانها غرق شود این اگر چه شبیه به توفیق است امّا اسمش توفیق نیست اسمش استدراح است. أَ یَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِینَ * نُسارِعُ لَهُمْ فِی الْخَیْراتِ بَلْ لا یَشْعُرُونَ فکر کرده اند اینکه مال و فرزند بهشان می دهیم در خیر و خوبیشان تعجیل می کنیم نه واقع مطلب را نمی فهمند.

امّا گاهی هست یک انسانی که اعتقادات خوبی ندارد یا از اعوان ظلمه است در عمرش یک کار خوبی انجام داده این را خدای متعال برای اینکه در همین دنیا پاداش کار خوبش را ببیند و در برزخ و قیامت از خدای متعال طلبی نداشته باشد یک توفیق البته از نوع توفیق عام نصیبش می شود تا با خدا بی حساب باشد. یک مدّتی در دنیا با خوبی زندگی می کند یا تشییع جنازه اش باشکوه انجام می شود.

اگر می خواهید ببینید این چیزی که به شما داده شده است توفیق است یا استدراج، نگاه نکنید که لیاقت این مسأله را داشته اید یا نه. ببینید نسبت به آن قدر شناس هستید یا نه. اگر لیاقت یک نعمت را نداشته باشید ولی بفهمید این از ناحیه خداست قدر شناس ذات مقدّس پروردگار باشید این استدراج نیست. چون روایت داریم که نعمتی که همراه آن حمد باشد یعنی بدانی ولیّ نعمت که بوده استدراج نیست و باز روایت داریم که آن خوبیی که به تو رسیده ولی کفران نعمت داری، یادت رفته چه کسی این نعمت را به تو داده است این توفیق نیست.(الاستدراج من الله سبحانه لعبده أن یسبغ علیه النعم و یسلبه الشکر* لیس من التوفیق کفران النعم) 

یک توع توفیقی داریم توفیق خاصّ. این مثل رحمت خاصّ که للمؤمنین خاصّة است این هم فقط برای مؤمنین است. یعنی کسانی که می خواهند خودشان را حقیقت وجودشان یعنی روح را پاک کنند. از مرحله اعتقاد داشتن به خدا به مرحله باور داشتن خدا برسند. این چنین فردی در طیّ مسیر سیرالی الله به سه چیز نیاز دارد که یکی از آنها توفیق است. (قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام: لَا یَسْتَغْنِی الْمُؤْمِنُ عَنْ خَصْلَةٍ وَ بِهِ الْحَاجَةُ إِلَى ثَلَاثِ خِصَالٍ تَوْفِیقٍ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولِ مَنْ یَنْصَحُهُ)

کسانی که زیر نظر یک استاد اخلاق که فقیه باشد تزکیه نفس کنند در مسیر پاک کردن روحشان این عنایات را کاملاً متوجّه می شوند. یک بخش این است که امور مهمّشان حالا چه امور مادّی که چندان اهمّیتی ندارد و گفتیم در خیلی موارد با توفیق عام هم شاملشان می شود بالاتر از آن امور معنویشان را خدا کفایت می کند. در قبض روحیند خدا یک شخص یا یک کتابی یا هر چیزی را در سر راهشان قرار می دهد تا راه حلّ این مشکل روحیشان را پیدا کنند.

در سوره فاتحة این را به ما خدای تعالی یاد داده که درخواست کنیم در صراط مستقیم قرار بگیریم. صراط آنهایی که خدا به ایشان نعمت داده است. یکی از ویژگیهای این صراط و این راه یعنی راه تزکیه نفس همین است که با فضیلت ترین نعمت را خدا به شما می دهد. هیچ نعمتی با فضیلت تر و بهتر از توفیق نیست. (لا نعمة أفضل [أجل] من التوفیق) اساس بقیه نعمتهایی است که با تزکیه نفس نصیب انسان شود. (التوفیق أول النعمة)

در مسیر تهذیب نفس اگر توفیق نباشد کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد. (لا ینفع اجتهاد بغیر توفیق) توفیق و خذلان هر کدام جاذبه ای دارند. توفیق از ناحیه خداست خذلان از ناحیه شیطان. الشّیطان یعدکم الفقر و یأمرکم بالفحشاء و المنکر اوّل به شما تلقین فقر و خذلان و ناتوانی می کند می گوید تو با این وضعت نمی توانی به معارف و حقایق برسی، تو قدرت نداری نفست را رام کنی. وقتی به شما خذلان و فقر را باوراند آنوقت می گوید خوب تو که آن طرف جایی نداری پس بیا به طرف من فحشاء و منکر انجام بده. ببین گناه چه لذّتی دارد!

خلاصه سیطان با جاذبه های کاذب گناه انسان را به خذلان می کشاند. از این طرف خدای متعال هم برای رفتن به سوی خودش جاذبه ای در راه سیرالی الله گذاشته است به نام توفیق. امام علیه السّلام می فرمایند:«التوفیق و الخذلان یتجاذبان النفس فأیهما غلب کانت فی حیزه» توفیق و خذلان هر کدام جاذبه دارند و نفس را به سمت خودشان می کشانند. هرکدام غالب شد نفس در اختیار او قرار می گیرد.

راه خدا، دین خدا با توفیقات مخلوط شده است همانطور که هر جسمی سایه ای دارد و این دو از هم جدایی پذیر نیستند، رفتن راه خدا و برخوردار شدن از توفیقات هم از هم جدایی بردار نیستند. «کما إن الجسم و الظل لا یفترقان کذلک الدین و التوفیق لا یفترقان»

این دسته از توفیقات به صورت امدادهای الهی است و به تعبیر روایت کسی که توفیق او را امداد نکند نمی تواند در مسیر بازگشت به سوی حقایق تداوم داشته باشد.(من لم یمده التوفیق لم ینب إلى الحق)

یک نوع دیگر هم از توفیق که در این راه به سالک الی الله داده می شود الهامات است. الهام یعنی خدای متعال به قلب انسان چیزی را القاء کند به گونه ای که مطمئن شود از ناحیه خداست. الهام همیشه هست ما باید به آن گوش دهیم اهمّیت دهیم تا با آن انس بگیریم. این گیرنده رادیویی دلمان را باید به سمت خدای متعال قرار دهیم تا بتوانیم فرق الهام و وسوسه را بفهمیم.

الهام همان واعظاً من نفسه است که در روایت گفته اند. باید این الهام را بشناسیم. نصیحت خدای مهربان را متوجّه شویم تا آن را بفهمیم تا گیرنده روحمان آن را بگیرد.( من أکبر التوفیق الأخذ بالنصیحة)

توفیق خاصّ، توفیق اهل هدایت است: «اللهم إنی أسألک لهم توفیق أهل الهدى»

نوع سوم توفیق، توفیق خاصّ الخاص است. این نوع از توفبق مربوط به کسانی است که بنده خدای تعالی شده اند.

توفیق خاصّ الخاص این است که انسان بندگیش را می کند و خدا هم او را معصوم نگه می دارد. لذا امام صادق علیه السّلام می فرمایند: «العبودیة جوهرة کنهها الرّبوبیة فما فقد من العبودیة‌ وجد فی الرّبوبیة» عبودیت و بندگی یک حقیقتی است که عمق آن و نهایت آن ربوبیت خدای متعال است. اگر با تمام رعایت لوازم بندگی، انسان نقصی داشت خدای سرپرست بامحبّت آن را جبران می کند.

این همان معنای نگه داشتن خداست بنده اش را. همان که اصطلاحاً اسمش را عصمت می گذارند. خدای متعال با عصمت و نگه داشتن بنده اش از زلل و اشتباه، امور را برای او با هم وفق می دهد: (انتم) … وَ أَهْلُ تَوْفِیقِ اللَّهِ بِعِصْمَتِهِ

فکر نکنیم با عقل و علم خود می توانیم همیشه خیر را تشخیص دهیم. اگر توفیق از جانب خدا نباشد علم نفعی ندارد و عقل هم که حجّت باطنه است باید توفیق الهی امداد کند تا مطالب فطری عالم ارواح را بتواند با مصداق پیش رویش تطبیق دهد و دستور درست را به ما بدهد. لذا روایات می گوید: لا ینفع علم بغیر توفیق و می فرماید: التوفیق ممد العقل

توفیق از جاذبه های مرحله عبودیت است. خدا با ربوبیتش شما را تسدید می کند. (التوفیق من جذبات الرب) تا جایی که انسان موفّق به همان چیزهایی می شود که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و اهل بیت ایشان علیهم السّلام همان توفیق را دارند. (وَ التَّوْفِیقَ لِمَا وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ) موفّق به آن چیزهایی می شود که مورد حبّ و رضای الهی است. (التَّوْفِیقِ لِمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى)

یک مقامی است بندگی که بنده با خودش فکر می کند که ای کاش اینطور می بود و می شد. خدا هم همان را تقدیر می کند برایش. (العبد یدبّر و الله یقدّر) بنده نیّتش نفسانی نیست. همیشه نیّتش خوب است. کسی هم که نیّتش خوب باشد توفیق کمکش می کند و کسی که توفیق کمکش کند کارهایش هم خوب می شود.(من حسنت نیته أمده التوفیق*من أمده التوفیق أحسن العمل)

نفس را خدا کمک می کند که معصوم شود و به او توفیقات را می دهد.(اللهم لا تترکنی و نفسی فإنی أضعف عنها و أعنی علیها بعصمة منک و توفیق) بنا به فرمایش امام زمان به او توفیق اطاعت داده می شود(اللهم ارزقنا توفیق الطاعة)

یک نکته مهم است و آن اینکه توفیق (چه عام، چه خاص و چه خاصّ الخاص) نشان دهنده این است که خدا به طرف شما روی آورده و یک عنایت ویژه ای به شما دارد و باید از این نفحه و فرصت الهی و این اقبال، کمال استفاده را بکنید(التوفیق إقبال) کسی که از توفیقات استفاده کند به مقاصدش می رسد. (التوفیق رأس النجاح)