Posts Tagged ‘خطبه شعبانيه’
البیان فی شرح خطبة الشّعبان ـ شرح خطبه شعبانیه رسول خدا صلّی الله علیه و آله۳
*هو شهر دعیتم فیه الى ضیافة الله و جعلتم فیه من اهل کرامت الله انفاسکم فیه تسبیح و نومکم فیه عبادة و عملکم فیه مقبول و دعائکم فیه مستجاب
این ماهى است که عموم شما به مهمانى پروردگار در این ماه دعوت شدهاید و مورد تکریم خداوندى قرار گرفتهاید، در این ماه نفسهایتان تسبیح الهى محسوب مىشود، … و خواب و آسایشتان عبادت و پرستش پروردگار بحساب مىآید، در این ماه کردارتان در دربار کبریائى پروردگار پذیرفته است و دعاهایتان مورد استجابت واقع مىشود،
بیان ۸ : خاصیت دعوتی که خدای متعال می کند طبق قرآن اینهاست: خدای متعال دعوت که می کند به بهشت و به آمرزش دعوت می کند. (وَ اللهُ یَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِه) اثر قبول کردن دعوت خدا این است که روح انسان زنده می شود. (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُم) انسان در صراط مستقیم قرار می گیرد و در سلامتی مستقر می شود. یعنی قلبش سلیم می شود و این سلامت قلب هم مستودع نیست؛ بلکه مستقر است. (وَ اللهُ یَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ وَ یَهْدی مَنْ یَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ) گذشته انسان آمرزیده می شود و یک مهلت دیگر به انسان داده می شود. (أَ فِی اللهِ شَکٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ یَدْعُوکُمْ لِیَغْفِرَ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُؤَخِّرَکُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى)
بیان ۹: گاهی اوقات دعوتی هست امّا مهمانی نیست. گاهی اوقات رفتید دم درب خانه دوستتان او هم می گوید حالا که تا اینجا آمدی بفرما داخل! این دعوت است امّا ضیافت نیست. ضیافت از قبل انسان دعوت می شود. برای او تدارک می بینند. کما اینکه حضرت رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در ادامه می فرمایند که خدا چه تدارکاتی برای ما در این ماه دیده است. (أنفاسکم فیه تسبیح و نومکم فیه عبادة و عملکم فیه مقبول و دعائکم فیه مستجاب)
در غیر ماه رمضان کسی که حج یا عمره می رود مهمان خداست. کسی که نماز می خواند؛ فردی که به دیدن آشنای مؤمنش می رود، اینها مهمان خدایند. امّا در ماه رمضان این ضیافت، عمومی است. (إِنَّ ضَیْفَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ رَجُلٌ حَجَّ وَ اعْتَمَرَ فَهُوَ ضَیْفُ اللهِ حَتَّى یَرْجِعَ إِلَى مَنْزِلِهِ وَ رَجُلٌ کَانَ فِی صَلَاتِهِ فَهُوَ فِی کَنَفِ اللهِ حَتَّى یَنْصَرِفَ وَ رَجُلٌ زَارَ أَخَاهُ الْمُؤْمِنَ فِی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَهُوَ زَائِرُ اللهِ فِی ثَوَابِهِ وَ خَزَائِنِ رَحْمَتِهِ)
این را هم بدانید که خدا کریمتر است از آنکه مهمانش را دست خالی برگرداند. (اللهُ أَکْرَمُ مِنْ أَنْ یَرُدَّ ضَیْفَه) در مورد آداب مهمانی داریم که اگر مهمانی بر شما وارد شد صفت جود داشته باشید. جود یعنی اینکه شما امکانات را در اختیار او بگذارید، ولو او نیاز نداشته باشد یا استفاده نکند. امام علیه السّلام می فرمایند: «لا تَقُلْ لِأَخِیکَ إِذَا دَخَلَ عَلَیْکَ أَکَلْتَ الْیَوْمَ شَیْئاً وَ لَکِنْ قَرِّبْ إِلَیْهِ مَا عِنْدَکَ فَإِنَّ الْجَوَادَ کُلَّ الْجَوَادِ مَنْ بَذَلَ مَا عِنْدَه» وقتی دوست مؤمنت مهمان تو شد، از او نپرس که امروز چیزی خوردی یا نه. تو هرچه را داری در اختیار او بگذار! جواد اگر واقعاً جواد باشد همه آنچه در اختیار اوست برای مهمانش بذل می کند.
حالا خدای متعال جواداً لا یبخل و اجود الاجودین است. آنچیزی هم که در نزد اوست تمام شدنی نیست. (ما عندکم ینفد و ما عند الله باق) خدای متعال هم اگر به معروفی توصیه کند خودش آن را به احسن وجه انجام می دهد. لذا اگر کسی در این ماه رمضان، استفاده نکند این معلوم می شود اصلاً وارد مهمانی نشده است و الّا اگر وارد مهمانی شود، ولو دست خالی و بدون عمل صالح، باید به بهترین نحو پذیرایی شود. اصلاً وقتی انسان به یک بزرگی وارد می شود، هرچه هم که آورده باشد، باز دستش خالی است و همانطور که منسوب است امیرالمؤمنین علیه السّلام بر روی کفن سلمان نوشتند: «وفدت على الکریم بغیر زاد من الحسنات والقلب السلیم وحمل الزاد أقبح کل شئ إذا کان الوفود على الکریم» بر شخص کریمی بدون توشه ای از حسنات و داشتن قلب سلیم وارد شدم، و البته آوردن توشه هم وقتی انسان می خواهد به شخص کریم وارد شود، خیلی کار زشتی است.
بیان ۱۰: دعیتم فیه الی ضیافة الله؛ طفیلی نیستید، دعوت شده اید. برای شما هم ضیافت گرفته اند. در مورد اضافه تشریفاتی صحبت کردیم. اینجا هم خدای متعال ضیافت را به خودش نسبت می دهد. می خواهد عمق ارزش این ضیافت را بفهماند. این ضیافتی است که خود خدا ترتیب داده است. بنابراین هر چه هم در این ضیافت باشد باید در شأن مضیف (میزبان) باشد نه در شأن مضاف (مهمان). همان مطلبی که در زیارتها و دعاها می خوانید: «افْعَلْ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ لَا تَفْعَلْ بِی مَا أَنَا أَهْلُهُ» با من آنگونه که در شأن خدایی توست رفتار کن نه آنطور که در شأن بندگی من است. امام حسین علیه السّلام در دعای عرفه همین را باز می کنند؛ می فرمایند: «إِلَهِی مِنِّی مَا یَلِیقُ بِلُؤْمِی وَ مِنْکَ مَا یَلِیقُ بِکَرَمِک» خدایا! از من آنچه توقّع است به اندازه پستی من است ولی از تو آنچه توقّع می رود به اندازه کرمت است. حالا در این ماه این کَرَم الهی همه را فراگرفته است. (جعلتم فیه من اهل کرامت الله)
بیان ۱۱: یک کرامة الله الدّائمة داریم که همان بهشت است. در ماه رمضان به نوعی شمّه ای از بهشت به همه اعطاء می شود….
خوب ان شاء الله بقیه توضیح خطبه شعبانیه، اگر عمری باقی بود، در ماه شعبان و رمضان سال آینده.
خدایا! این ماه رمضان هم تمام شد. به عزّت و جلالت قسمت می دهیم ما را هم اهل کرامتت بفرما!
البیان فی شرح خطبة الشّعبان ـ شرح خطبه شعبانیه رسول خدا صلّی الله علیه و آله۲
*شهر هو عند الله افضل الشّهور، و ایّامه افضل الأیّام و لیالیه افضل اللّیالى و ساعاته افضل السّاعات
ماهى که در نزد خدا از تمامى ماهها برتر است روزهاى آن با فضیلتترین ایّام و شبانگاهانش برترین شبها است ساعتهاى این ماه افضل ساعات است
بیان ۶: ما یک حساب کتابهای بشری داریم، خدا یک حساب کتابهای دیگری دارد. عندالله که می گویند یعنی حساب کتابهای الهی. البته اگر انسان به مرحله بندگی برسد، در صراط مستقیم که صراط بندگی است باشد، حساب کتابهایش با حساب کتابهای الهی یکی می شود. العبد یدبّر و الله یقدّر؛ بنده تدبیر می کند و خدا هم همان چیزی را که بنده تدبیر کرده است، برایش تقدیر می کند. تدبیر یعنی پشت کار را دیدن. ما اگر بنده نباشیم پشت صحنه کار را با دید بشری خودمان می بینیم. بعد مشمول این آیه می شویم که: «عَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون»؛ چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است. و یا چیزى را دوست داشته باشید، حال آنکه شرّ شما در آن است. و خدا مىداند، و شما نمىدانید.
امّا اگر بنده شدی که طبق آن روایت که گفتیم، «عبدی أطعنی أجعلک مثلی…»، اینجا تدبیر بنده با تقدیر الهی یکی می شود، نه اینکه این یک فکری می کند خدا هم همان را تقدیر می کند؛ نه! بنده اصلاً تدبیرش همان تقدیر الهی است. افکارش مطابق حکمت شده است فلذا فکری که می کند همانی است که خدا می خواهد تقدیر کند. آن تدبیراتی که فردی غیر حکیم می کند، از بین رفتنی است ولی آن تدبیرهایی که بنده انجام می دهد همیشه باقی می ماند: «ما عندکم ینفد و ما عندالله باق».
یکی از چیزهایی که در حساب و کتاب ما با عندالله یعنی با حساب و کتاب خدا فرق دارد، مسأله سال و ماه است. إنّ عدّة الشّهور…….. مبنایی که خدا همه چیز را بر اساس آن می چیند، ماههای قمری است. خدا می خواهد ما به ماههای قمری اهمّیت بدهیم. لذا عبادتهای ما را حتّی با ماههای قمری تنظیم کرده است. حجّ را، روزه را ، نمازها و دعاهای مستحبّی را با ماههای قمری تنظیم کرده است.
شهرٌ هو عندالله افضل الشّهور، این ماه در حساب و کتابهای خدا از همه ماهها بافضیلت تر است. فضل یعنی اضافه بر معمول. ماه رمضان افضل ماههاست. هرچیزی که در ماههای مختلف در زیر مجموعه برکت و مغفرت و رحمت به صورت معمول وجود دارد، در این ماه اضافه بر معمول وجود دارد.
ما یک جمع مجموعی داریم یک جمع استغراقی. در جمع مجموعی حکم به مجموع من حیث المجموع تعلّق می گیرد. و اگر یک مورد تخلّف واقع شود، کلّ مجموعه بی ثمر است. مثلاً ایمان به ائمّه. اگر کسی به ۱۱ امام معتقد باشد و به امام زمان علیه السّلام معتقد نباشد، اینجا نمی توان گفت به اندازه ۱۱ امام، ایمانش قبول ولی یک معصیت هم انجام داده است. نه اینجا باید کلّ مجموعه را با هم قبول کند.
در جمع استغراقی هر فرد به تنهایی موضوع برای حکم مذکور است. مثلاً اگر گفتند دانشمندان را احترام کن و ۱۰۰ دانشمند وجود داشته باشد، اگر ۶۰ تایشان را احترام کردی ۶۰ تا ثواب درست است و ۴۰ تا هم معصیت صورت گرفته است.
حالا فضیلت ماه رمضان مجموعی نیست، فضیلت ماه رمضان استغراقی است. یعنی هر روزش، هر شبش، هر ساعتش، و خلاصه هر لحظه اش (حتّی به اندازه یک نفس کشیدن) فضیلت مخصوص به خودش را دارد. یعنی از هر لحظه اش یک استفاده می توان کرد. آن هم نه با حساب و کتابهای ما فضیلت داشته باشد. با حساب و کتابهای الهی فضیلت دارد. خدای متعال، ذوالفضل العظیم است. در وصفش هم می فرماید: «إِنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللهُ واسِعٌ عَلیم» خدایی که فضلش عظیم است در ماهی که قرار است فضیلتها اعظم باشد، از آنچه که در دست اوست، در حیطه اختیار اوست، می تواند این فضل را به هر صورتی و برای هر فردی هم که می خواهد توسعه دهد، و علم هم دارد؛ یعنی شما می گویید مگر ممکن است فضل تسبیح بودن هر نفس ما در ماه رمضان، احصاء و محاسبه شود؟! جواب این است که خدای علیم می تواند این کار را بکند. محاسبه بعضی از فضیلتها، از عهده مخلوق خارج است. مثلاً ملائکه که خدای متعال می فرماید: «وَ إِنَّ عَلَیْکُمْ لَحافِظین*کِراماً کاتِبین» اینها که مثقال ذرّه را می توانند محاسبه کنند، حتّی می فرماید: «ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَیْهِ رَقیبٌ عَتید» انسان هیچ سخنى را بر زبان نمىآورد مگر اینکه همان دم، فرشتهاى مراقب و آماده براى انجام مأموریت(و ضبط آن) است!؛ آنقدر ریز مسائل را می نویسند که انسان در روز قیامت نامه اعمالش را که می بیند، می گوید:«یاوَیْلَتَنا ما لِهذَا الْکِتابِ لا یُغادِرُ صَغیرَةً وَ لا کَبیرَةً إِلاَّ أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً» اى واى بر ما! این چه کتابى است که هیچ عمل کوچک و بزرگى را فرونگذاشته مگر اینکه آن را به شمار آورده است؟! و(این در حالى است که) همه اعمال خود را حاضر مىبینند؛ حالا این ملائکه با این دقّت در حساب، در بعضی جاها نمی توانند فضیلت بعضی چیزها را محاسبه کنند.
مثلاً اگر تعداد نمازگزاران در نماز جماعت از ده نفر بگذرد، دیگر ملائکه هم نمی توانند فضیلت آن را محاسبه کنند. در مورد روزه هم روایتی داریم که الصَّوْمُ لِی وَ أَنَا اَجْزِی عَلَیْه؛ بعضیها این روایت را می گویند أنا اُُجزی علیه، دومی معنایش این است که جزای روزه خود من هستم امّا اگر به صورت اوّل خوانده شود یعنی جزای روزه با خود من است، غیر من نمی تواند فضیلت روزه را محاسبه کند. این کار خود خدای علیم است.
حالا چه چیزهایی فضل است؟ چه چیزهایی اضافه بر معمول است؟ بد نیست به بعضی موارد فضل اشاره کنیم.
قرآن می فرماید: «کسی که خدا و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم را اطاعت کند این همراه کسانی خواهد بود که به آنها نعمت داده شده است. کسانی که به آنها نعمت داده شده است عبارتند از پیامبران، صدّیقین، شهداء، صالحین و اینها خوب با هم مدارا می کنند. (وَ مَنْ یُطِعِ اللهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفیقاً*ذلِکَ الْفَضْلُ مِنَ اللهِ وَ کَفى بِاللهِ عَلیماً) در آیه قبل از صراط مستقیم صحبت می کند، نشان می دهد که راه کسانی به آنها نعمت داده شده است یعنی صراط مستقیم، راه اطاعت کنندگان از خدا و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم است. به اینها اضافه بر معمول عنایت می شود. یعنی همه مردم مرهون به آنچه انجام داده اند هستند ولی اصحاب یمین اینطور نیستند. اصحاب یمین یعنی شیعیان اهل بیت علیهم السّلام. شیعه هم کسی است که اطاعت خدا و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم را بکند. پس اوّلین فضل ، ولایت اهل بیت است.
دومین فضل قرآن است. قرآن ثقل اکبر است و اهل بیت علیهم السّلام، ثقل اصغر. خدای متعال هم دراختیار گذاشتن قرآن را، فضل کبیر می داند. (ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِإِذْنِ اللهِ ذلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبیرُ) روایت می فرماید: السّابق بالخیرات: الإمام، و المقتصد: العارف بالإمام، و الظالم لنفسه: الذی لا یعرف الإمام؛ این فضل را خدا به همه عنایت کرده است. امّا هر کس به اندازه ظرف خود از آنها استفاده می کند. البته ظالم بنفس اگر مستضعف نباشد، استفاده ای نمی برد. چون آیه شریفه می فرماید: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لا یَزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَسارا» و ما آنچه را براى مؤمنان مایه درمان و رحمت است از قرآن نازل مىکنیم، و ستمگران را جز زیان نمىافزاید. امّا به هر حال این فضل کبیر در میان آنها هم قرار داده شده است. درست مثل ماه رمضان و روزها و شبها و لحظه های آن که پر از فضیلت است ولی اگر کسی برای خودش مانع و حجاب ایجاد کند از آن استفاده نمی کند، اینجا هم قرآن در میان مردم قرار داده شده است، اهل بیت در میان مردم قرار داده شده اند ولی اگر کسی خودش نخواهد از این فضیلت استفاده ای نخواهد کرد.
این فضل کبیر در دنیا. یک فضل کبیر هم در آخرت داریم. (وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فی رَوْضاتِ الْجَنَّاتِ لَهُمْ ما یَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبیر) و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کردهاند در باغهاى بهشتند. آنچه را بخواهند نزد پروردگارشان خواهند داشت این است همان فضل کبیر.
تمام فضیلتهای دیگری که در قرآن آمده است به همین دو فضل برمی گردد. یعنی یا خود حجّتهای الهی یا کتابهای آسمانی فضیلت دانسته شده است، یا توفیق پیروی کردن آنها، به عنوان «فضل الله» بیان شده است.
بیان ۷: گفتیم فضیلتهای ماه مبارک رمضان مجموعی نیست. استغراقی است. یعنی از روزه ماه رمضان جداگانه می توان بهره معنوی برد. از قرآن خواندنش جداگانه؛ از نماز خواندن در این ماه جداگانه، از دعا کردن همینطور، از کسب علم که با فضیلت ترین اعمال است جداگانه، از تبلیغ معارف هم جداگانه بهره معنوی می برد.
از آن طرف در روزهای ماه رمضان بهره هایی می توان برداشت که در شبهایش نیست و در شبهایش بهره هایی می توان برداشت که از روزها آن بهره ها را نمی توان استفاده کرد. اصلاً خدای متعال شب و روز را قرار داده است که ما از فضل آن استفاده بکنیم، (وَ جَعَلْنَا اللَّیْلَ وَ النَّهارَ آیَتَیْنِ فَمَحَوْنا آیَةَ اللَّیْلِ وَ جَعَلْنا آیَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّکُمْ ) حالا در ماه رمضان که این شب و روز افضل است چه استفاده ای می توان کرد؛ خدا می داند.
در سایر ماهها افضل ساعات فقط در موقع نماز و بعد از نماز است. در این ساعت گفتند هر چه بخواهید به شما عنایت می شود، خدا در این ساعت به قصد رحمت و ترحّم به شما نگاه می کند. امّا در ماه رمضان لحظه به لحظه اش اینطور است. (و ارفعوا إلیه أیدیکم بالدّعاء فی أوقات صلواتکم فإنّها أفضل السّاعات، ینظر الله عزّ و جلّ فیها بالرّحمة إلى عباده، یجیبهم إذا ناجوه، و یلبیهم إذانا دوه، و یعطیهم إذا سألوه، و یستجیب لهم إذا دعوه)
فضایل ماه رمضان شباهت به فضایل امیرالمؤمنین علیه السّلام دارد. واقع مطلب این است که اگر باطن قضیه را متوجّه شویم نباید بگوییم فضایل ماه رمضان و فضایل امیرالمؤمنین شبیه همند. اصلاً ماه رمضان چیزی جز ولایت امیرالمؤمنین علیه السّلام نیست. درک شب قدر چیزی جز ولایت امیرالمؤمنین علیه السّلام نیست.
آخر وقتی به ما می گویند «فضیلت»؛ بلافاصله یاد ثواب می افتیم. برای شمردن فضایل هم ثوابها را می شماریم. در حالی که فضیلت یعنی برتری. ماه رمضان برتری دارد ذاتاً نه بخاطر ثوابش. اضافه بر معمول یک چیزهایی دارد این ماه رمضان. علی بن ابی طالب علیه السّلام هم یک سری فضایل دارد اضافه بر معمول. نه بر معمول انسانها. نه در این مورد که اصلاً گفته اند احدی را با ما مقایسه نکنید. فلایقاس بنا احد. نه امیرالمؤمنین علیه السّلام فضیلتهایی اضافه بر سایر ائمّه علیهم السّلام دارد. بعضی فقط در ظاهر است. همین که لقب «امیرالمؤمنین» حرام است به احدی حتّی به ائمّه دیگر علیهم السّلام غیر از علی بن ابی طالب علیه السّلام گفتنش. در باطن هم پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: «إِنَّ اللهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى جَعَلَ لِأَخِی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السّلام فَضَائِلَ لَا یُحْصِی عَدَدَهَا غَیْرُهُ فَمَنْ ذَکَرَ فَضِیلَةً مِنْ فَضَائِلِهِ مُقِرّاً بِهَا غَفَرَ اللهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ لَوْ وَافَى الْقِیَامَةَ بِذُنُوبِ الثَّقَلَیْنِ وَ مَنْ کَتَبَ فَضِیلَةً مِنْ فَضَائِلِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ لَمْ تَزَلِ الْمَلَائِکَةُ تَسْتَغْفِرُ لَهُ مَا بَقِیَ لِتِلْکَ الْکِتَابَةِ رَسْمٌ وَ مَنِ اسْتَمَعَ إِلَى فَضِیلَةٍ مِنْ فَضَائِلِهِ غَفَرَ اللهُ لَهُ الذُّنُوبَ الَّتِی اکْتَسَبَهَا بِالاسْتِمَاعِ وَ مَنْ نَظَرَ إِلَى کِتَابَةٍ فِی فَضِیلَتِهِ غَفَرَ اللهُ لَهُ الذُّنُوبَ الَّتِی اکْتَسَبَهَا بِالنَّظَرِ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم النَّظَرُ إِلَى عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عِبَادَةٌ وَ ذِکْرُهُ عِبَادَةٌ وَ لَا یُقْبَلُ إِیمَانُ عَبْدٍ إِلَّا بِوَلَایَتِهِ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِه»
خداى تبارک و تعالى قرار داد براى برادر من على ابن ابى طالب فضائل بیشمار پس هر که ذکر کند یکى از فضائل او را که مقر باشد بآن بیامرزد خدا از وى آنچه پیش کرده است از گناه و آن چه کند بعد از آن و اگر چه بیاید در قیامت با مثل گناه آدمیان و جنیان و هر کس که بنویسد یک فضل از فضایل على بن ابى طالب علیه السّلام همیشه فرشتگان طلب آمرزش کنند از براى او مادامى که باقى باشد از آن کتابت نشانى و هر کس بشنود یک فضل از فضائل او بیامرزد خدا جمیع گناهان او را که بگوش کرده است و هر کس نظر کند بیک فضل از فضائل او بیامرزد خدا جمیع گناهان او را که بنظر کرده است بعد از آن فرمود رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم نظر کردن به على بن ابى طالب علیه السّلام عبادتست و قبول نمی کند خدا ایمان بنده را مگر بولایت و دوستى او و دشمنى با دشمنان او
البیان فی شرح خطبة الشّعبان ـ شرح خطبه شعبانیه رسول خدا صلّی الله علیه و آله۱
ایّها النّاس انّه قد اقبل الیکم شهر اللّه بالبرکة و الرّحمة و المغفرة
هان اى مردمان، ماه خدا آمیخته با برکت و مهربانى و آمرزش به شما رو آورده است
شرح:
بیان ۱: یک سری مسائل تفضّل است. معنای تفضّل این است که شما برای بدست آوردنش کاری نکرده اید. یک موقع هست شما زحمتی می کشید که به چیزی برسید؛ یک موقع هست که یک چیز را به شما عنایت می کنند. اینجا پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم نمی فرمایند: شما به ماه رمضان رسیدید، شما وارد ماه رمضان شده اید می فرمایند: «ماه خدا به شما روی آورده است.»
بیان ۲: ما یک اضافه ای داریم، به نام اضافه تشریفاتی. یک مضافی را به مضاف الیهی نسبت می دهند که ارزش آن مضاف را بفهمانند. مثلاً شما می گویید فلانی پسر من است. در حالی که واقعاً نسبت پدر و فرزندی ندارید بلکه می خواهید بفهمانید او پیش شما چقدر ارزش دارد.
خدا خانه ای را که حضرت ابراهیم علیه السّلام ساخته است چون خانه توحید است، آنقدر اهمّیت می دهد که می گوید خانه من (بیتی)، خانه خدا (بیت الله). خدا جسم نیست که خانه داشته باشد این اضافه تشریفاتی است می خواهد بفهماند این خانه چقدر در نزد او ارزش دارد. روح انسان را چون می فرماید: «و لقد کرّمنا بنی آدم» به فرزندان آدم ارزش دادیم، این روح را می فرماید: «و نفخت فیه من روحی» از روح خودم در آدم دمیدم. خدا روحی ندارد و جسم نیست لذا اجزاء هم ندارد که حالا بخواهد جزئی از وجودش را به آدم بدهد. این هم اضافه تشریفاتی است یعنی این روح پیش من ارزش دارد. خون امام حسین علیه السّلام را چون پیش خدا خیلی عزیز است می گویندثارالله.
حالا ماه رمضان را هم حضرت می فرمایند « شهرالله» ماه خدا. این ماه پیش خدا ارزش دارد. که در ادامه می فرماید چرا ارزش دارد و خدا این ماه را به خودش نسبت می دهد. روزه در این ماه واجب است که أنا اجزی علیه، روزه برای من است و پاداش روزه هم خودم هستم. یعنی بعد از این ماه خدا به تو می فرماید: «عبدی» و تو هم اجازه داری به خدا بگویی: «ربّی». البته آن مرحله خاصّ ربوبیت. والّا در مرحله عام خدا «ربّ العالمین» است. این ربوبیت عام نه! آن ربوبیت که امام صادق علیه السّلام فرمود: « العبودیّة جوهرة کنهها الرّبوبیّة، فما فقد فی العبودیّة وجد فی الرّبوبیّة، و ما خفى عن الرّبوبیّة اصیب فی العبودیّة» عبودیت یک حقیقتی است که انتهایش با ربوبیت یکی می شود. (نه اینکه عبد و ربّ در ذات یکی شوند، بلکه) به این معنا که کسریهایی که اقتضای مخلوق بودن یک بنده است با ربوبیت جبران می شود. طبق آن حدیثی که می فرماید: «عبدی أطعنی أجعلک مثلی، أنا حیّ لا اموت اجعلک حیّا لا تموت، أنا غنیّ لا أفتقر أجعلک غنیّا لا تفتقر، أنا مهما أشاء یکون أجعلک مهما تشاء یکون»؛ « بندهام، اطاعت من را بکن تا تو را مانند خودم سازم. همان طورى که من زنده هستم و نمىمیرم تو هم همیشه زنده باشى. همان طورى که من غنى هستم فقیر نمىشوم تو هم همیشه غنى باشى. همان طورى که من هر چه را اراده کنم مىشود تو را هم همین طور سازم که هر چه را بخواهی، بشود.» بعد می فرماید: هر چیزی هم که از ربوبیت مخفی است در عبودیت می توانی به آن برسی. معنایش این است که مخلوق نمی تواند همه مهربانی خدا، همه جود خدا، همه کرم خدا، همه حلم خدا و سایر صفات فعل الهی را درک کند، ولی آن مقداری که مخلوق می تواند بفهمد، خدای متعال آن را در وجود کسی که به مقام بندگی رسیده قرار می دهد. لذا می فرماید آن چیزی که در ربوبیت مخفی است در عبودیت می توان به آن رسید. خدا جسم نیست که دیده شود امّا اگر کسی می خواهد مظهر اسماء و صفات الهی را ببیند به این آدم که به مقام بندگی رسیده است، نگاه کند.
این معنای عبودیت خاصّ است و بعد از ماه رمضان تو به این معنا عبد می شوی و خدای متعال به این معنا ربّ.
بله! ماه خداست چون در آن عبادتی به نام روزه است که پاداش این عبادت خود خداست. یعنی این ماه تو را به جایی می رساند که اگر گفتی «ربّنا الله» بتوانی بر این حرفت استقامت کنی و تأیید الهی را به واسطه ملائکه ببینی و دیگر نه خوفی داشته باشی و نه حزنی.
این ماه خداست چون در این ماه قرآن نازل شده است. قرآنی که هدایت برای متّقین است. و البته روزه این ماه اوّل تو را متّقی می کند که بتوانی از هدایت این قرآن استفاده کنی. چه استفاده ای؟ چه هدایتی؟
ما قرآن را نمی دانیم به چه دردمان می خورد. در حالی که دوای همه دردهایمان است. اگر آن حقیقت استفاده قرآن نصیب انسان شد، هدیً للنّاس و بیّناتٍ من الهدی و الفرقان، می شود. بیّنات عبارت است از بیّنات هدایت و بیّنات فرقان. هدایت خاصّ می شوی؛ همه مسائل برایت تبیین می شود. بیّن و روشن می شود. یک موقعی کلّیت یک مسأله را برای انسان روشن می کنند، یک موقعی تمام ریز مسأله، تمام جزئیات مسأله را انسان می فهمد، این را می گویند تبیین. قرآن تبیاناً لکلّ شیء است. همه چیز را در مقابل انسان روشن می کند. انسان راهش را پیدا می کند. از مسائل کلّی گرفته تا جزئی ترین مسائل، را برایش روشن می کنند.
بیّنات فرقان یعنی چه؟ فرق بین مسائل را می فهمی. یک بار هست انسان را دستش را می گیرند به مقصد می رسانند این هدایت می شود، در آنچه مربوط به خودش است مسائل برایش تبیین می شود؛ ولی راه را یاد نمی گیرد که بتواند دست دیگران را بگیرد و در فتنه ها که حقّ و ناحقّ با هم مخلوط می شوند، فرق مسائل را بفهمد. اینطور فردی می تواند دست دیگران را هم بگیرد. قرآن، این استفاده را برای ما دارد. این قرآن به این عظمت در این ماه نازل شده است.
دیگر برای چه شهرالله است؟ شب قدر دارد. شب قدر یک ارزشی به خاطر نزول قرآن دارد، یک ارزش ذاتی خودش دارد. خیرٌ من ألف شهر است. فیها یفرق کلّ امرٍ حکیم است. خدا یعنی موجودی که محدود به زمان و مکان نیست و مخلوق یعنی موجودی که محدود به زمان و مکان است. اوّلین مخلوق که روح پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم بود، وقتی خلق شد؛ به طفیل وجود او اوّلین زمان و اوّلین مکان هم خلق شد. اوّلین زمان را اسمش را گذاشتند لیلة القدر. البته گذشت زمان یک چیز انتزاعی است و برای هر موقعیتی و هر جایی با موقعیت و جای دیگر تفاوت دارد. براساس گذشت زمان در دنیا و این سال و ماهی که ما داریم هم، سالگرد زمانی که این دنیای ما منظّم شد را شب قدر می گیرند که این سالگرد در ماه رمضان می افتد. (عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السّلام قَالَ: لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ جَلَّ ذِکْرُهُ، لَیْلَةَ الْقَدْرِ أَوَّلَ مَا خَلَقَ الدُّنْیَا وَ لَقَدْ خَلَقَ فِیهَا أَوَّلَ نَبِیٍّ یَکُونُ وَ أَوَّلَ وَصِیٍّ یَکُونُ وَ لَقَدْ قَضَى أَنْ یَکُونَ فِی کُلِّ سَنَةٍ لَیْلَةٌ یَهْبِطُ فِیهَا بِتَفْسِیرِ الْأُمُورِ إِلَى مِثْلِهَا مِنَ السَّنَةِ الْمُقْبِلَةِ)
این ماه خدا به سمت شما اقبال کرده است و شما می توانید در این ماه بهترین تقدیرات را تا سال آینده برای خودتان رقم بزنید. بلکه می توانید به اندازه ۸۳ سال یعنی به اندازه یک عمر کامل از برکت این شب استفاده کنید. چون ۱۰۰۰ ماه یعنی ۸۳ سال. حتّی بهتر از ۸۳ سال می توانید استفاده ببرید. لذا این ماه برای شما برکت آورده است.
بیان ۳: برکت در مقابل محق است. ماه در محاق یعنی ماه هست ولی به چشم نمی آید مثل اوّل و آخر هر ماه قمری. برک یعنی جمع ولی جور؛ کم است (جمع است) ولی همه چیز هم دارد (جور) است.
این معنای لغتی برکت. امّا وقتی در روایات از کلمه برکت صحبت می شود، معنایش چیست؟ معنای برکت در هر چیزی این است که در آن چیز مفیدترین حالتش نصیب انسان شود.
برکت در عمر یعنی مفیدترین عمر، عمری که از لحظه لحظه آن، برای خود انسان و برای دیگران استفاده شده باشد.
برکت در مال یعنی مفیدترین ثروت؛ ثروتی که در خیر همراه با عافیت مصرف شود. گاهی اوقات ثروت انسان در خیر مصرف می شود ولی نه در عافیت. یعنی عاقبت خوب است امّا راهی که تا رسیدن به این عاقبت داری تبعاتی دارد. اگر انسان از این تبعات معاف شود می شود «عافیت».
همینطور برکت در هر چیزی یعنی مفیدترین آن مسائل نصیب انسان شود.
ماه رمضان آمیخته به برکت است. آمیخته که می فرمایند یعنی مربوط به خوبی من و تو نمی شود. ما هر جوری باشیم این ماه برای همه ما برکت دارد. حالا اگر استفاده نکنی مربوط به خودت است.
(ال) سر کلمه «البرکة» (ال) استغراق است؛ یعنی همه انواع برکت را این ماه دارد. برکت معنوی، برکت مالی، برکت زندگی فردی، برکت اجتماعی، برکت در عمر، برکت در وقت و …
در سایر ایّام باید دنبال برکت بروی. راه به دست آوردنش این است که ایمان داشته باشی و تقوا داشته باشی. «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ» اگر اهل شهرها و آبادیها، ایمان مىآوردند و تقوا پیشه مىکردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها مىگشودیم؛ ولى تکذیب کردند؛ ما هم برابر با دست آوردشان با آنها رفتار می کنیم.
اگر ایمان داشته باشی، ایمان مستقرّ نه ایمان مستودع. ایمانی دائمی که همیشه در قلبت باشد نه ایمانی که ودیعه باشد. الآن در قلب باشد یک ساعت بعد این را از ما بگیرند. ایمان مستقرّ، در قلب سلیم می آید. قلبی که امراض روحی دارد، قلبی که حتّی یک صفت رذیله از آن هفتاد و پنج صفت رذیله که امام صادق علیه السّلام می فرمایند داشته باشد، این قلب آرامش ندارد. این قلب و نفس مطمئنّه نشده است. ایمان دائمی اگر داشتی بعد رعایت شرایط هر کاری را هم کردی، که این می شود تقوا، درهای برکات آسمان و زمین را برایتان باز می کنند. امّا اگر ایمان و تقوا نداشتی مطابق کارت با تو رفتار می کنند، دیگر برکت ندارد. برابر همان نه مفیدتر از آن. گاهی یک کتاب یا حتّی یک جمله آنقدر برکت دارد که سرنوشتی را عوض می کند. گاهی نه به اندازه خودش تأثیر می گذارد. فتوای یک مجتهد اگر مقلّدینش معصیت کار نباشد، همانها عمل می کنند و تأثیرش نهایت در همان اندازه است. امّا گاهی نه! خدا برکتی در این یک خطّی که روی یک برگه پاره نوشته شده باشد قرار می دهد که سرنوشت دوران خودش را که تغییر می دهد، سرنوشت نسلهای بعد را هم تغییر می دهد. مثل فتوای مرحوم میرزای شیرازی رحمة الله علیه.
این به صورت معمول. شما باید ایمان و تقوا داشته باشید تا برکت بهتون بدهند. ولی در ماه رمضان اینطور نیست خدا تفضّلی کرده است برکت را بدون زحمت شما برای شما قرار داده است. حالا در ادامه می آید که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرمایند أنفاسکم فیه تسبیح و نومکم فیه عبادة ، شما نفس می زنید برایتان اجر تسبیح نوشته می شود. شما می خوابید برایتان عبادت نوشته می شود. در غیر این ماه، این برکت برای کسانی است که خودشان زمینه ای داشته باشند. مثلاً «نفس المهموم لظلمنا تسبیح» نفس کسی که آنقدر اهمّیت ظلمی را که به ما شده فهمیده باشد و به این خاطر متأثّر باشد و تحت تأثیر باشد (نه فقط تحت تأثیر باشد که گریه کند، نه زندگیش را فکرش را عوض کند) این نفس کشیدنش، تسبیح است. یا مثلاً داریم که «نوم العالم عبادة» خواب عالم عبادت است؛ امّا در ماه رمضان خدای متعال بواسطه روزه شما را تا یک حدّی از تقوا می رساند؛ حدّاقل این است که زمینه تقوا برایت ایجاد می شود. نه اینکه روزه که می گویند فقط گرسنگی کشیدن متبادر به ذهنمان بشود، معنای روزه را شرح خواهیم داد. اگر روزه ای که خدا می خواهد بود «لعلّکم تتّقون» هم پشت سرش می آید. بعد نتیجه اش این می شود که برکت نصیبت می شود. در این ماه مفیدترین مسائل را برایت قرار می دهند.
فقط مواظب باشید کاری نکنید که این برکت از شما منصرف بشود. یک سری کارها برکت را از انسان منصرف می کند. مثلاً امر به معروف و نهی از منکر و کمک کردن به یگدیگر در کارهای خیر، این اگر از بین ما جمع شد برکات از دسترس ما برچیده می شود. (لا تزال أمّتی بخیر، ما أمروا بالمعروف، و نهوا عن المنکر، و تعاونوا على البرّ، فإذا لم یفعلوا ذلک نزعت منهم البرکات، و سلّط بعضهم على بعض، و لم یکن لهم ناصر فی الأرض و لا فی السّماء)
یا اگر خدای نکرده نسبت به نمازت بی اهمّیت بودی، حضرت زهرا سلام الله علیها در مورد سست بودن در نماز از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می پرسند، رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرمایند: کسی که به نماز بی اهمّیت باشد مرد باشد یا زن پانزده بلا به سرش می آید که شش تای آن در دنیا است. اوّلی و دومی هم این است که برکت از عمرش برداشته می شود و برکت از روزیش برداشته می شود. این روایت خیلی تکان دهنده است برای همین همه اش را من برایتان می گویم. می فرمایند: «… فقالت: یا أبتاه! ما لمن تهاون بصلوته من الرجال و النساء؟ قال صلّى اللّه علیه و آله: یا فاطمة! من تهاون بصلوته من الرجال و النساء إبتلاه اللّه بخمسة عشر خصلة، ستّ منها فی دار الدنیا و ثلاث عند موته و ثلاث فی قبره و ثلاث فی القیامة إذا خرج من قبره و أمّا اللّواتی تصیبه فی دار الدنیا فالاولى: یرفع اللّه البرکة من عمره، و یرفع اللّه البرکة من رزقه، و یمحو اللّه عز و جل سیمآء الصالحین من وجهه، و کلّ عمل یعمله لا یوجر علیه، و لا یرتفع دعاؤه إلى السمآء، و السادسة: لیس له حظّ فی دعاء الصالحین…» حضرت زهرا سلام الله علیها عرض می کنند: «پدرم! سزاى مردان و زنانى که نماز خود را سبک بشمارند چیست؟» پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرمایند: «فاطمه! هر مرد و زنى نماز خود را سبک بشمارد خداوند او را به پانزده خصلت دچار مىکند: شش خصلت در دنیا و سه خصلت هنگام مرگ و سه خصلت در قبر و سه خصلت در قیامت هنگامى که از قبر خارج مىشود. امّا خصلتهائى که در دنیا به او مىرسد، نخست اینکه خداوند عمرش را بىبرکت مىکند، و برکت از روزیش بر مىدارد، و سیماى افراد صالح را از چهرهاش محو مىکند، و در برابر کارهایش پاداشى به او نمىدهد (رشد معنوی ندارد)، و دعایش را به آسمان بالا نمىبرد (نمی تواند با خدا ارتباط برقرار کند)، و ششم اینکه از لذّتی که در دعا (و ارتباط با خدا برای افراد صالح است) بهرهاى ندارد…» ؛ تازه آن نه چیز دیگری که مربوط به بعد از دنیاست خیلی وحشتناکتر از اینهاست.
یک سری چیزهایی هم هست که بر برکت را چند برابر می کند. مثلاً امیرالمؤمنین علیه السّلام می فرمایند: « بالعدل تتضاعف البرکات»؛ اگر هر کس در حیطه خودش عدالت را رعایت کند، یعنی همه چیز را سرجای خودش به اقتضای خودش انجام دهد این برکتش چند برابر می شود.
شما در این ماه اگر یک عبادت مستحبّی انجام دهید، خیلی برکت دارد. ولی اگر همان ساعت عبادت مستحبّی را، البته اگر وظیفه شخصی نداشته باشی که آن عبادت مستحبّت ترک نشود، اگر همان ساعت را بنشینی تبلیغ دین بکنی، یک کاری بکنی که غیر خودت دیگران هم بهره ببرند، اینجا جاش بوده که شما این کار را بکنید فلذا برکت برای شما بیشتر می شود.
این توضیحی در مورد برکت.
بیان ۴: ماه رمضان «رحمت» هم برای انسان می آورد. ممزوج به رحمت هم هست. کلّ «رحمت» هم به انسان داده می شود. آخر یک «رحمت» این است، که بشر زنده بماند و از هوا و آب و سایر نعمات دنیایی استفاده کند. این برای مؤمن و کافر ، مسلمان و غیر مسلمان، شیعه و غیر شیعه، اولیاء خدا و مردم غافل، برای امام حسین علیه السّلام و شمر لعنه الله، بلکه برای انسان و غیر انسان؛ بر همه این مهربانی را دارد. این مهربانی عامّ خداست. حتّی این مهربانی در ماه رمضان بیشتر می شود. اطعام طعام؛ دادن فطریه و کفّاره، و اصولاً چشیدن طعم گرسنگی، اینها باعث می شود که انسانها به هم رحم کنند. مهربانی عام خدا به فقرا برسد. بلکه چون گناه در ماه رمضان کمتر می شود، زمینه اینکه اصلاً نعمت بیشتری خدا به بشر بدهد بوجود می آید.
امّا مهمّ دو رحمت دیگر است. رحمت خاصّ و رحمت خاصّ الخاصّ.
رحمت خاصّ یعنی هدایت. دست انسان را بگیرند به مقصد برسانند. این می شود رحمت خاصّ. رحمت خاصّ هم مثل رحمت عام در همه عالم هست. انتهای مراتب در رحمت عام من و شما نیازی نیست کاری انجام دهیم، این رحمت تا روزی که زنده ای به تو می رسد. امّا در رحمت خاص باید کاری بکنی که بتوانی از این رحمت که همه جا را فراگرفته است استفاده کنی. مثل رادیویی که امواجش از مرکز ارسال می شود و شما فقط باید موج دستگاهتان را تنظیم کنید.
«رَبُّنَا الَّذی أَعْطى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى» هدایت را خدا به همه خلقت داده است. انتهای مراتب انسانها چون خدا خواسته اکرامشان بکند، اختیار به آنها داده است و گفته با اختیار خودت دنبال این هدایت برو که برایت فضیلتی باشد، لذا این رحمت «للمؤمنین خاصّة» است؛ فقط برای مؤمنین است.
هدایتی که خدا به بشر داده و معنای رحمت خاصّ است، همان ولایت حجّت زمان می باشد. «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلِلْتُ عَنْ دِینِی» اگر حجّت زمان خودت را بشناسی و ولایت او را بپذیری، هدایت می شوی. معنای ولایت هم این است که چون او مظهر همه کمالات است و دوست داشتنی است، پس دوستش داری و چون دوستش داری اطاعتش را می کنی. و چون اطاعتش را می کنی هدایت می شوی. «وَ هُدُوا إِلَى الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا إِلى صِراطِ الْحَمید» در تفسیر این آیه امام علیه السّلام می فرمایند: قول طیّب، قائل بودن به ولایت امیرالمؤمنین علیه السّلام است و صراط حمید هم، شیعه بودن است که شما هستید.
بعد، این ولایت امیرالمؤمنین علیه السّلام و این شیعه بودن لوازماتی دارد که اینها نشانه افراد هدایت یافته و نشانه افرادی است که مشمول مهربانی خاصّ خدای متعال هستند می باشد. هر چیزی که به اصطلاح در صفات شیعه گفته شده است.
عمده صفاتی هم که انسانی که مشمول رحمت خاصّ است دارد عبارت است از:
۱ـ تسلیم چهارده معصوم علیهم السّلام بودن: شیعه معارفش را از فلاسفه و صوفیه اخذ نمی کند و می داند که طلب معارف از غیر طریق اهل بیت، سوق دهنده به انکار اهل بیت علیهم السّلام است.(شیعتنا المسلمون لأمرنا الآخذون بقولنا المخالفون لأعدائنا فمن لم یکن کذلک فلیس منا؛ شیعیان ما، تسلیم امر ما هستند، سخنان ما را مىپذیرند و با دشمنان ما مخالفند. پس هر کس این گونه نباشد، از ما نیست.)
۲ـ ارتباط روحی با امام زمانش: شیعه ای که مشمول مهربانی خاصّ پروردگار است، می تواند تشخیص دهد در هر لحظه امامش از او چه می خواهد؛ با شادی امامش شاد می شود و با حزن امامش، محزون می گردد. امام علیه السّلام هم با او همین رابطه را دارد. به این رابطه دو طرفه، ارتباط روحی می گویند. (شیعتنا ینظرون بنور الله و یتقلبون فی رحمة الله و یفوزون بکرامة الله ما من أحد من شیعتنا یمرض إلا مرضنا لمرضه و لا اغتم إلا اغتممنا لغمه و لا یفرح إلا فرحنا لفرحه و لا یغیب عنا أحد من شیعتنا أین کان فی شرق الأرض أو غربها؛ شیعیان ما به نور خدایى مىنگرند و در رحمت خداوند غوطهورند و به کرامت الهى رستگارند. هیچ یک از شیعیان ما مریض نمىشود مگر این که ما به خاطر بیمارى او بیمار مىشویم، و مغموم و اندوهگین نمىشود مگر این که ما به خاطر غم و غصهاش اندوهناک مىشویم، و شاد نمىشود مگر این که ما به خاطر شادىاش فرحناک مىشویم. هیچ یک از شیعیان ما، در هر کجا که باشد، چه در مشرق و چه در مغرب، از ما پنهان و غایب نیست.)
۳ـ تمام صفات خوب در وجودش نمایان می شود: وقتی انسان هدایت شد، قلبش سالم می شود. وقتی قلب سالم شد به اعضاء و جوارح سرایت می کند و جز خوبی از این فرد دیده نمی شود. اینکه امیرالمؤمنین علیه السّلام می فرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُه» ارزش هر انسانی به کارهای خوبی است که انجام می دهد؛ معنای «یحسنه» این است که عادتش شده باشد، ملکه اش شده باشد؛ ارزش انسان به کارهای خوبی است که دیگر ملکه اش شده است. از قلب سالمش برخیزد. و الّا اگر قلب سالم نباشد، کار خوب کردن، ادای کار خوب را در آوردن است. (شیعتنا أهل الورع و الاجتهاد و أهل الوفاء و الأمانة و أهل الزهد و العبادة أصحاب إحدى و خمسین رکعة فی الیوم و اللیلة القائمون باللیل الصائمون بالنهار یزکون أموالهم و یحجون البیت و یجتنبون کل محرم؛ شیعیان ما پرهیزکار:، کوشا در کار خیر، وفادار، امانتدار و اهل زهد و عبادتند. در هر شبانه روز، پنجاه و یک رکعت نماز مىگزارند. شبها را (به عبادت) بیدارند و روزها را روزه مىگیرند. زکات مالشان را مىدهند و حجّ خانه خدا را بجا مىآورند و از هر کار حرامى دورى مىکنند.)
این رحمت خاصّ؛ رحمت خاصّ الخاص چیست؟
رحمت خاصّ الخاص، همان صلوات است. (أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُون) این رحمت برای کسانی است که تحت تربیت خدا باشند، بتوانند بگویند «ربّنا الله». لذا می فرماید: «من ربّهم» از ناحیه ربّشان، این صلوات به آنها می رسد.
صلوات در درجه اوّل برای پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و اهل بیت عصمت علیهم السّلام است. چون اینها بی تردید فرد اکمل، افرادی هستند که مشمول «ربّنا الله» هستند، در درجه بعدی هر کسی بتواند بگوید «ربّنا الله».
مثلاً هرکس در امتحانات بتواند صبر کند و متوجّه این نکته باشد که باید برای خدا زندگی کند و باید در طول زندگی، به سوی او حرکت کند، این هم مشمول رحمت خاصّ الخاص یعنی صلوات، می شود.«وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرین*الَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ*أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُون»
مصیبت امام حسین علیه السّلام را اگر درک کنید و واقعاً صاحب مصیبت باشید، در زیارت عاشورا دارد که می فرماید:«وَ أَسْأَلُ اللَّهَ بِحَقِّکُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِی لَکُمْ عِنْدَهُ أَنْ یُعْطِیَنِی بِمُصَابِی بِکُمْ أَفْضَلَ مَا أَعْطَى مُصَاباً بِمُصِیبَةٍ أَقُولُ إِنَّا لِلّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ یَا لَهَا مِنْ مُصِیبَةٍ مَا أَعْظَمَهَا وَ أَعْظَمَ رَزِیَّتَهَا فِی الْإِسْلَامِ وَ فِی جَمِیعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِی مَقَامِی هَذَا مِمَّنْ تَنَالُهُ مِنْکَ صَلَوَاتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ» آنچه به صاحبان مصیبت که در مصیبت صبر می کنند، داده می شوند، رسیدن به مقامی است که صلوات و رحمت و مغفرت به آنها داده شود.
ویژگی رحمت خاصّ الخاص خدا (صلوات) این است که انسان متّصل به خدای متعال می شود فلذا این ثمرات هم برایش بوجود می آید:
۱ـ آرامش : و صلّ علیهم إنّ صلاتک سکن لهم؛ حالت سکینه حالتی است در اثر ارتباط با منبع علم و قدرت برای انسان به دست می آید.
۲ـ خارج شدن از ظلمت به سوی نور: هُوَ الَّذی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَ مَلائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ کانَ بِالْمُؤْمِنینَ رَحیما؛ منظور از نور چیزی است که خودش واضح است و باعث می شود مسائل اطراف انسان هم برایش واضح شود. علم نور است. (العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء)؛ بیداری از غفلت نور است(الیقظة نور)؛ نماز نور است(الصَّلَاةُ نُور)؛ علی بن ابی طالب علیه السّلام، نور است(إِنَّ عَلِیّاً إِمَامُ أَوْلِیَائِی وَ نُورٌ لِمَنْ أَطَاعَنِی)؛ پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم که اوّلین مخلوق خداست، نور است(أول ما خلق الله النور)
در یک کلام باز هم باید بگوییم به منبع علم و قدرت متّصل می شود. فلذا آیه شریفه می فرماید: «اللهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض …»
۳ـ تزکیه نفسش کامل می شود.(فَزَکِّنَا بِصَلَوَاتِکَ وَ صَلَوَاتِ مَلَائِکَتِکَ إِنَّهُ فِی وَعْدِکَ وَ قَوْلِکَ هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَ مَلائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ کانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیماً)
نکته مهمّی که باید تذکّر داد این است که در روایت آمده، «مَنْ أَدْرَکَ رَمَضَانَ فَلَمْ تُصِبْهُ الرَّحْمَةُ فَقَدْ شَقِی»، هرکس رمضان را درک کند ولی هیچ نوع رحمتی نصیبش نشود این بدبخت است.
بیان ۵ : ماه رمضان ممزوج به تمام انواع مغفرت هم هست. غفران و مغفرت به معنای پنهان کردن است. یک نوع مغفرت این است که خدای متعال، اشتباهات و گناهان انسان را پنهان کند و از آنها چشم پوشی کند. این مغفرت عام است.
یک نوع مغفرت هم داریم که قبل از اینکه انسان به عثرت بیفتد، قبل از آنکه پایش بخواهد بلغزد خدا لغزشگاهها را برای او می پوشاند. این نوع مغفرت را می گویند «اقاله عثرت» یعنی نگه داشته شدن از لغزش. قدر این نوع از مغفرت را بدانید. ملائکه سرپرست انسان می شوند و در لغزشگاهها او را نگه می دارند. اینجا اگر انسان سرکشی بکند، این نوع از مغفرت را از او دریغ خواهند کرد.
«متن و ترجمه خطبه شعبانیه»
میلاد با سعادت کریم اهل بیت، امام مجتبی علیه السّلام را خدمت همه دوستان عزیز دهلیزیمان تبریک عرض می نمایم. عیدی ما برای دوستانمان این است که ان شاء الله تصمیم گرفتیم در چند شماره توضیحاتی را در شرح خطبه شعبانیه (خطبه ای را که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم در آخرین جمعه ماه شعبان و در آستانه ماه رمضان بیان فرمودند) بنویسیم، پس اوّلین بخش از توضیحات را از فایل ذیل دانلود کنید.
این هم متن و ترجمه خطبه شعبانیه:
*ایّها النّاس انّه قد اقبل الیکم شهر الله بالبرکة و الرّحمة و المغفرة
هان اى مردمان، ماه خدا آمیخته با برکت و مهربانى و آمرزش به شما رو آورده است
*شهر هو عند الله افضل الشّهور، و ایّامه افضل الأیّام و لیالیه افضل اللّیالى و ساعاته افضل السّاعات
ماهى که در نزد خدا از تمامى ماهها برتر است روزهاى آن با فضیلتترین ایّام و شبانگاهانش برترین شبها است ساعتهاى این ماه افضل ساعات است
*هو شهر دعیتم فیه الى ضیافة الله و جعلتم فیه من اهل کرامت الله انفاسکم فیه تسبیح و نومکم فیه عبادة و عملکم فیه مقبول و دعائکم فیه مستجاب
این ماهى است که عموم شما به مهمانى پروردگار در این ماه دعوت شدهاید و مورد تکریم خداوندى قرار گرفتهاید، در این ماه نفسهایتان تسبیح الهى محسوب مىشود، … و خواب و آسایشتان عبادت و پرستش پروردگار بحساب مى آید، در این ماه کردارتان در دربار کبریائى پروردگار پذیرفته است و دعاهایتان مورد استجابت واقع مى شود،
*فاسألوا الله ربّکم بنیّات صادقة و قلوب طاهرة ان یوفقکم لصیامه و تلاوة کتابه
با نیّت کامل و دل پاک از خداى خود مسألت دارید که شما را در این ماه به روزه گرفتن و تلاوت قرآن موفّق بدارد،
*فانّ الشّقىّ من حرم غفران الله فى هذا الشّهر العظیم
بدبخت آن فرومایهاى است که در این ماه بزرگ از آمرزش خداوند محروم بماند،
*و اذکروا بجوعکم و عطشکم فیه جوع یوم القیامة و عطشه و تصدّقوا على فقرائکم و مساکینکم و وقرّوا کبارکم، و ارحموا صغارکم، و صلوا ارحامکم و احفظوا السنتکم و غضّوا عمّا لا یحلّ النّظر الیه ابصارکم و عمّا لا یحلّ الاستماع الیه اسماعکم و تحنّنوا على ایتام النّاس یتحنّن على ایتامکم و توبوا الیه من ذنوبکم،
در گرسنگى و تشنگى آن، گرسنگى و تشنگى روز قیامت را یادآور شوید به بیچارگان و درماندگان اجتماعتان تصدّق کنید، در مقابل بزرگان تعظیم نمائید، و نسبت به کوچکان مهربانى بورزید، به خویشاوندان خود پیوند کنید، زبان خود را از گفتار ناهنجار حفظ کنید … و چشمان خود را در مقابل مناظر حرام فرو پوشید، از نغمات و سخنانى که شنیدن آنها مجاز نیست گوشهایتان را فرو بندید، بفرزندان یتیم مردم رحم کنید تا به یتیمان شما رحم کنند، از گناهانتان توبه نمائید،
*و ارفعوا الیه ایدیکم بالدّعاء فى اوقات صلواتکم فانّها افضل السّاعات ینظر الله عزّ و جلّ فیها بالرّحمة الى عباده، یجیبهم اذا ناجوه و یلبیّهم اذا نادوه و یستجیب و لهم اذا دعوه،
در هنگام نماز دستهایتان را به دعاء بسوى دربار الهى برافرازید آن هنگام با فضیلتترین ساعات زندگى شما است که خداوند با دید محبّت در آن لحظه به بندگان نظر مىافکند، که هر گاه با او نیایش کنند اجابتشان کند، و هر زمان او را صدا بزنند جوابشان دهد، و هر وقت از وى مسألتى داشته باشند به استجابت رساند،
*ایّها النّاس انّ انفسکم مرهونة باعمالکم ففکّوها باستغفارکم و ظهورکم ثقیلة من اوزارکم فخفّفوا عنها بطول سجودکم و اعلموا انّ الله تعالى ذکره اقسم بعزّته ان لا یعذّب المصلّین و السّاجدین و ان لا یروّعهم بالنّار یوم یقوم النّاس لربّ العالمین
هان اى مردم، جانهاى شما در گرو کردار شما است، به سبب استغفار و طلب آمرزش، جانهایتان را آزاد کنید … پشت شما از بار گناهانتان سنگین است و با ادامه دادن سجدههایتان پشت خود را از بار وزر و معصیت سبک سازید مردم، بهوش باشید آن خدائى که یاد او بلند است بعزّت خود سوگند یاد کرده که نمازگزاران و سجدهکنندگان را عقوبت نفرماید و حتّى آنان را در روز محشر از آتش دوزخ هم نترساند،
*ایّها النّاس من فطّر منکم صائما مؤمنا فى هذا الشّهر کان له بذلک عند الله عتق رقبة و مغفرة لما مضى من ذنوبه، قیل یا رسول الله و لیس کلّنا یقدر على ذلک، فقال: اتّقوا النّار و لو بشقّ تمرة، اتّقوا النّار و لو بشربة من ماء،
اى مردم هر کس در این ماه روزه دارى را افطار دهد خداوند به او پاداش آزاد کردن بندهاى را عطاء میفرماید و گناهان گذشتهاش را مىآمرزد، عرض شد یا رسول الله عموم ما توانائى نداریم که ضیافت افطارى تشکیل دهیم، پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: شما مىتوانید با نصف خرما، یا با یک جرعه آب افطارى دادن، خود را از آتش دوزخ حفظ کنید …
*ایّها النّاس من حسّن منکم فى هذا الشّهر خلقه کان له جوازا على الصّراط یوم تزلّ فیه الاقدام،
اى مردم آن کس که خوش خلق است اخلاق نیکویش گذرنامهاى است که وى را از صراط عبور میدهد در آن روزى که گامها بر آن لرزان است،
*و من خفّف فى هذا الشّهر عمّا ملکت یمینه خفّف الله علیه حسابه
کسى که خدمتگزاران خود را در این ماه از نظر انجام وظائف سبکبار سازد خداوند حساب روز قیامت را براى وى آسان گرداند
*و من کفّ فیه شرّه کفّ الله عنه غضبه یوم یلقاه،
و هر کس که در این ماه مردم از بدرفتاریش مصون باشند پروردگار او را از خشم خود در روز واپسین حفظ کند،
*و من اکرم فیه یتیما اکرمه الله یوم یلقاه،
هر فردى که یتیمى را در این ماه گرامى بدارد خداوند او را روز قیامت گرامى میدارد
*و من وصل فیه رحمه وصله الله برحمته یوم یلقاه، و من قطع فیه رحمه قطع الله عنه رحمته یوم یلقاه
آن انسانى که در این ماه به خویشاوندانش پیوند کند خداوند رحمتش را در محشر بدو وصل مىنماید و آن کس که رشته وابستگى را با اقوامش در این ماه بگسلد خداوند مهربانیش را در روز رستخیز از او قطع خواهد کرد،
*و من تطوّع فیه بصلوة کتب الله له برآءة من النّار
آن شخصى که در این ماه نماز مستحبّى بخواند، خداوند برات آزادى از آتش را براى وى مىنویسد …
*و من ادّى فیه فرضا کان له ثواب من ادّى سبعین فریضة فى ما سواه من الشّهور
هر فردى که واجبى را در این ماه بجا آورد براى وى پاداش اداء هفتاد واجب است که در ماههاى دیگر انجام دهد،
*و من اکثر فیه من الصّلاة علىّ ثقّل الله میزانه یوم تخفّ الموازین،
آن کسى که در این ماه بر من زیاد درود فرستد خداوند میزان اعمالش را سنگین میفرماید در آن روزى که کفّههاى ترازوهاى اعمال سبک است،
*و من تلا فیه ایة من القران کان له مثل اجر من ختم القران فى غیره من الشّهور
هر کس که در این ماه یک آیه از قرآن تلاوت کند به او پاداش یک ختم قرآن در ماههاى دیگر داده مىشود
*ایّها النّاس انّ ابواب الجنان فى هذا الشّهر مفتّحة فسلوا ربّکم ان لا یغلقها علیکم
اى مردم، درهاى بهشت در این ماه باز است از خدا بخواهید که بر روى شما بسته نشود،
*و ابواب النّیران مغلقة فسلوا ربّکم ان لا یفتّحها علیکم
درهاى دوزخ در این ماه بر روى شما بسته است، از خدا مسألت دارید که به رویتان باز نگردد،
*و الشّیاطین مغلولة فسلوا ربّکم ان لا یسلّطها علیکم،
شیاطین در این ماه مغلول و گرفتارند، از خدا بخواهید آنها را بر شما مسلّط نفرماید …
*قال امیر المؤمنین علیه السّلام: فقمت و قلت یا رسول الله ما افضل الأعمال فى هذا الشّهر؟ فقال: یا ابا الحسن افضل الأعمال فى هذا الشّهر الورع عن محارم الله،
امیر المؤمنین علیه السّلام میفرماید: سخن رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم بدینجا که رسید از جاى حرکت کردم و از حضرت پرسیدم با فضیلتترین اعمال در این ماه چیست؟ رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم فرمود یا ابا الحسن برترین کارها در این ماه اجتناب از محرّمات خدا است،
*ثمّ بکى، فقلت یا رسول الله ما یبکیک؟ قال: یا علىّ ابکى لما یستحلّ منک فى هذا الشّهر کانّى بک و انت تصلّى لربّک و قد انبعث اشقى الاوّلین و الأخرین شقیق عاقر ناقة ثمود فضربک ضربة على قرنک فخضّب منها لحیتک .. قال امیر المؤمنین علیه السّلام: فقلت یا رسول الله، و ذلک فى سلامة من دینى؟ فقال فى سلامة من دینک، ثمّ قال: یا علىّ من قتلک فقد قتلنى و من ابغضک فقد ابغضنى و من سبّک فقد سبّنى، لانّک منّى کنفسى، روحک من روحى و طینتک من طینتى، انّ الله تبارک و تعالى خلقنى و ایّاک و اصطفانى و ایّاک و اختارنى للنّبوّة و اختارک للامامة، و من انکر امامتک فقد انکر نبوّتىیا علىّ انت وصیّى و ابو ولدى و زوج ابنتى و خلیفتى على امّتى فى حیوتى و بعد موتى، امرک امرى، و نهیک نهیى اقسم بالّذى بعثنى بالنّبوّة و جعلنى خیر البریّة انّک لحجّة الله على خلقه و امینه على سرّه و خلیفته على عباده
سپس پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم شروع کرد گریه کردن، من سؤال کردم یا رسول الله چه چیز تو را به گریه درآورد؟ رسول الله صلّى الله علیه و آله فرمود: من گریه مىکنم براى حادثهاى که در این ماه بر تو فرود مىآید، گویا تو را مىبینم که به سوى پروردگارت نماز میگذارى و بدبختترین افراد جهان، نابکارتر از پىکننده ناقه، ضربهاى بر فرق سرت فرود مىآورد که محاسن تو را خضاب خواهد کرد … امیر المؤمنین علیه السّلام مىفرماید: عرضه داشتم یا رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) آیا در این حالت، دین من از گزند شیطان، سالم خواهد بود؟ پیغمبر ص فرمود آرى در این هنگام دینت سلامت است، یا على هر کس ترا بکشد مرا کشته، هر کس بتو کینه بورزد با من عداوت نموده و آن کس که بتو دشنام دهد مرا دشنام داده است، تو نسبت بمن مثل خود من هستى، روان تو جان من است خمیره تو از طینت وجود من است، خداوند من و تو را آفرید و من و تو را برگزید، مرا براى مقام پیامبرى انتخاب کرد و تو را به مقام امامت نصب فرمود، آن کس که امامت تو را انکار کند، پیامبرى مرا انکار نموده است … یا على تو جانشین من و پدر فرزندانم و همسر دخترم هستى و خلیفه من بر امّتم در زندگى و مرگم میباشى، فرمان تو فرمان من است و نهى تو نهى من است، سوگند بخدائى که مرا به پیامبرى برگزیده و بهترین جهانیان قرار داده است تو حجّت خدا بر آفریدگان او هستى، و امین سرّ پروردگارى، و بر بندگان خلیفة اللّهى