Posts Tagged ‘عرش’
سؤال هجدهم: در جواب سؤال قبلی اشاره ای به عرش و سرادق عرش کرده اید . در رابطه با عرش بیشتر توضیح دهید؟
گفتیم اوّلین مکان به طفیل اوّلین مخلوق به وجود آمد و اسم آن را عرش گذاشتند . روح اهل بیت علیهم السّلام محیط بر عرش است . تمام عالم خلقت در عرش قرار دارد و اهل بیت علیهم السّلام علم احاطه نه علم اِخبار به همه ما دون عرش یعنی همه عالَم خلقت دارند .
در ادعیه و روایات داریم که اهل بیت علیهم السّلام « محدِقین بعرشه » و « حول العرش » هستند .
بالاتر از « عرش » ، « حجاب » است . ولی بالاتر از « حجاب » از نظر مکانی وجود ندارد بلکه از لحاظ رتبی و مقامی یک مقامی بالاتر از « عرش » بالنّسبه ما وجود دارد که به آن « ستر » می گویند .
« حجاب » در حقیقت لقبی برای خود معصومین علیهم السّلام است که بالاتر از عرش و محیط بر عرش هستند . امام علیه السّلام می فرمایند : « نحن أمناؤه على خلقه و الدعاة إلى دینه و الحجاب فیما بینه و بین خلقه
» ما … حجاب در بین خدا و خلق او هستیم .
حجاب که می گوییم چادر به تصوّرتان نیاید . حجاب یعنی واسطه ای که بین دو چیز وجود دارد . چون ورای حجاب را نمی شود دید یا حس کرد . به چادر هم به همین خاطر حجاب می گویند .
شما می خواهید آب گرم کنید . آب را که نمی توانید روی آتش بگذارید این دو تا با هم سنخیت ندارند . باید یک ظرفی بگذارید آب به واسطه آن از گرمای آتش استفاده کند .
ما مخلوقات با خدای متعال سنخیت نداریم باید یک واسطه باشد . وابتغوا الیه الوسیلة . این وسیله ، این واسطه ، معصومینند که در بدنی مثل بدن ما وارد شده اند و بواطه روح مؤیّد به روح القدس ، یعنی بواسطه آن حالت روحی بالایی که خدا به آنها داده با خدا در ارتباطند و واسطه ما و خدایند . این معنای حجاب است .
« ستر» هم که گفتیم یک رتبه و مقام است یعنی چیزی که فهمیدن و شناختش از ما پوشیده است . « ستر » همان ارتباط خاصّ بین چهارده معصوم و خداست که ما اصلاً به آن پی نمی بریم . نه ما که هیچ مخلوقی حتّی جبرئیل می گوید اگر یک قدم دیگر بخواهم نزدیک بیایم « لو دنوت انملة لاحترقت » هیچ چیز نمی فهمم . این را فقط چهارده معصومی می فهمند که « ثمّ دنی فتدلّی فکان قاب قوسین أو ادنی » آنقدر با خدا انس خاصّی که ما نمی فهمیم این انس و این ارتباط چیست دارند که مثل دو نیم دایره که یکی شوند اینطور هستند در انس خاصّشان با خدای متعال .
به ما گفته اند : « تکلّموا فی ما دون العرش و لا تکلّموا فیما فوق العرش » بالای عرش یعنی مقام ستر یعنی آن ارتباط خاصّ معصومین علیهم السّلام با خدا را ما نمی فهمیم . باید از معصومین به پایین را درباره اش صحبت کنیم .
سرادق یعنی آنچه که محیط بر چیزهای دیگر است . اینکه پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرمایند « کنّا فی سرادق العرش » یعنی ما در مرکز فرمانروایی عالَم که از آنجا بر همه چیز احاطه داریم ، بودیم .
نه اینکه الآن نیستند . ممکن است از لحاظ بدنی نباشند امّا احاطه روحیشان بر همه ما دون العرش هست .
اوّلین چیز مادّی که در عالم خلق یعنی در عالم اتم ایجاد شد آب بود . و کان عرشه علی الماء . عرش و محتویات آن و و زمینها و آسمانهای هفتگانه آن که در داخل کرسیّ در درون این عرش خلق شده اند همه بر پایه آب بود . آب مایه حیات است . اکسیژن در فضا ایجاد می کند و خلاصه و جعلنا من الماء کلّ شیء حیّ
وجود آب باعث شده که سماوات و ارضی که بسته بود منفتح گردد . به تعبیر قرآن کانتا رتقاً ففتقناهما
اوّل یک جمادی خلق شد . به تعبیر امام علیه السّلام می فرمایند : « و خلق من ذلک الزّبد ارضاً » نمی فرماید : « الأرض » بعضی ها خیال کرده اند این زمین خلق شده است . نه ارضاً یک زمینی . نه این زمین . تعبیر زمین هم برای این است که زمین مظهر جمادات است .. امّا زمین بی خاصیت . نه گیاهی نه حتّی پستی و بلندیی . بعد آسمان خلق شد . از آتشی که از همین آب خدای متعال ایجاد کرد . شما می گویید آتش کجا و آب کجا و خبر ندارید که دل هر ذرّه را بشکافی ولو آن ذرّه اتمهای ئیدروژن و اکسیژن آب باشد ، آفتابی در میانش بینی . روایت می گوید از این آتش دخّانی دودی ، گازی متصاعد شد و آسمان خلق شد. منتها آسما یک پارچه بود نه ستاره ای نه سیّاره ای نه قمری نه شب و روز و رنگ ولعابی . دخّان یعنی مثل دوده سیاه . بعد که گازهای دیگر به وجود آمد و سیّارات و ستاره ها و قمرات و کرات ، اینها را بر آسمان یک پارچه حمل کردند آسمان را به هفت قسمت تقسیم کردند .
اوّل آسمان تشکیلاتش بوجود آمد بعد زمین . امام علیه السّلام می فرمایند « … فرفع السّماء قبل الأرض و ذلک قوله عزّ ذکره و الأرض بعد ذلک دحاها … » آسمان رفع شد قبل از زمین یعنی تشکیلات آن اوّل ایجاد شد . بعد برای این زمینی که روی آن یک پارچه آب بود از مرکز این کره که خشکی ساخته می شد اوّلین نقطه ای که خشکی ایجاد شد همین جای کعبه است .
آسمان و زمین رتق بودند بعد فتق شدند . نه اینکه به هم چسبیده بودند بعد از هم باز شدند . امام علیه السّلام می فرمایند : آسمان فتق بود یعنی باران نداشت . خدا ابر را از همین آب ایجاد کرد و شرایط جوّی و لایه ها و مدارهای دور این کره را طوری قرار داد که باران بیاید . زمین هم فتق بود یعنی گیاه نمی رویید . با روئده شدن گیاه فتق شد . شما اسمش را بگذارید افتتاح یا قابل سکونت شدن .
« ساق العرش » هم داریم . این آخرین مرتبه مُلک است بعد ساق العرش ملکوت و عالَم امر غالب بر مُلک و عالَم خلق است .
تعبیر « یمین العرش » یعنی « در نوع خود بهترین » ! یک تعبیر ظریف هم با دقّت در روایات می شود استخراج کرد . خوبیها وقتی که آنقدر کامل باشد که متّصف به پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و معصومین معصومین علیهم السّلام باشد می گویند از یمین عرش است . امّا خوبیهای دیگر از « یسار عرش » است . البته گاهی که یمین و یسار با هم آمده صنعت تضاد است و معنای همه عرش ، را می دهد .
بُعد ملکوتی عرش هم همان سلطه الهی بر همه چیز است که باذن الله در دست معصومین است . لذا « فجعلکم بعرشه محدِقین » همان « و جعل لکم مقاعد فی ملکوت سلطانه » است .