Posts Tagged ‘عليين’
سؤال هفدهم: اگر می شود شواهدی از آیات و روایات در مورد معنای کلمه علیّین بیاورید؟
گفتیم علیّین در لسان روایات ما به سه معنا آمده است . یکی اینکه موجوداتی غیرقابل قیاس با سایر مخلوقات . یعنی معصومین سلام الله علیهم که خودشان هم فرمودند « ولا یقاس بنا احد » مقایسه کردن دیگران با ۱۴ معصوم از لحاظ فضائل ، از نظر زمان و نوع آفرینش ، از لحاظ علم ، از لحاظ نوع عصمت ، از لحاظ نوع اُنسشان با خدای متعال ، از نظر نوع زندگی بعد از مرگ ، حتّی از نظر مسائل بدنی مثل خواب و نیروی بدنی و عدم نقص در بدن و خلاصه از هر لحاظی مقایسه این چهارده وجود مقدّس با دیگران اشتباه است . خودشان هم فرموده اند : « نزّلونا عن الرّبوبیة وارفعونا عن حدود البشریة فقولوا فی فضلنا ما شئتم » ما را خدا ندانید ، امّا از حدود بشری ما را بالاتر بدانید و آن چیزی از فضیلت ( که عقلاً و شرعاً فضیلت باشد ) درباره ما قائل باشید .
برای همین این وجودهای مقدّس روحشان از ما فوق علیّین است و بدنشان از علیّین و خلاصه به بیان قرآن این طبقه از خلقت که منحصر به این چهارده وجود پاک است طبقه عالین است .
از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم از معنای فرموده خدای متعال به شیطان پرسیدند که منظور خدا چه بود از « استکبرت ام کنت من العالین » رتبه خلقت ملائکه را « ملأ اعلی » می گویند . در روایت این عبارت هست . حالا راوی می پرسد اینها چه کسانی هستند که از نظر خلقت بالاتر از ملائکه اند که ملائکه باید به آنها سجده کنند . و خدا آنها را عالین می داند . فمن هم یا رسول الله الذین هم أعلى من الملائکة ؟
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرمایند : « من و علی و فاطمه و حسن و حسین عالین هستیم . ما در سرادق عرش تسبیح خدای تعالی را می کردیم . ملائکه هم از ما یاد گرفتند و خدا را شناختند و تسبیح او را کردند . این جریان مال ۲۰۰۰ سال قبل از خلقت روح آدم است . ( یعنی همزمان با موقعی که روح همه بشر در عالَم ارواح تحت تربیت ۱۴ معصوم بوده است ) .
حالا اینکه پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم اسم ۵ معصوم اوّل را می برند به این خاطر است که فقط این پنج نفر در زمان فرمایش پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم در دنیا آمده بودند . روایت این است : « بحارالأنوار ج ۱۱ ص۱۴۲ باب ۲- سجود الملائکة و معناه حدیث ۹- کتاب فضائل الشیعة للصدوق رحمه الله بإسناده عن أبی سعید الخدری قال کنا جلوسا مع رسول الله ص إذ أقبل إلیه رجل فقال یا رسول الله أخبرنی عن قول الله عز و جل لإبلیس أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعالِینَ فمن هم یا رسول الله الذین هم أعلى من الملائکة فقال رسول الله ص أنا و علی و فاطمة و الحسن و الحسین کنا فی سرادق العرش نسبح الله و تسبح الملائکة بتسبیحنا قبل أن خلق الله عز و جل آدم بألفی عام فلما خلق الله عز و جل آدم أمر الملائکة أن یسجدوا له و لم یأمرنا بالسجود فسجدت الْمَلائِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِیسَ فإنه أبى أن یسجد فقال الله تبارک و تعالى أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعالِینَ أی من هؤلاء الخمس المکتوب أسماؤهم فی سرادق العرش الخبر »
علوّ و بالایی رتبی مانند این عبارت « اللَّهُمَّ آتِ مُحَمَّداً صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ الْوَسِیلَةَ وَ الرِّفْعَةَ وَ الْفَضِیلَةَ وَ اجْعَلْ فِی الْمُصْطَفَیْنَ مَحَبَّتَهُ وَ فِی الْعِلِّیِّینَ دَرَجَتَهُ وَ فِی الْمُقَرَّبِینَ کَرَامَتَهُ » پیامبر در علیّین رتبی یعنی در بالاترین رتبه بهشت هستند بهشت ۸ طبقه رتبی دارد . هر کدام مخصوص یک گروه از آدمهای خوب . چون آدمهای خوب هم همه به یک نیّت خوب نبوده اند همه هم به یک اندازه خوب نبودند . یکی برای ترس از جهنّم خوب بوده یکی به خاطر طمع بهشت خوب بوده . از لحاظه اندازه خوب بودن یکی از مقرّبین است یکی از ابرار است و … که گفته اند حسنات الابرار سیّئات المقرّبین . طبقه بهشت هم می گویم طبقه مکانی مثل آپارتمان نیست . طبقه رتبی . در همان بالاترین رتبه بهشت که علیّین است هم درجات مختلف وجود دارد و هر کسی قابل رشد در همان طبقه هست . در این دعا عرض می کنیم خدایا در این علیّین که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم این مقام را دارند و تعبیر دیگری هم در قرآن برای این مقام هست ، تحت نام « مقام محمود » . در اینجا هم درجاتشان را زیادتر کن . نه اینکه لازم باشد ما دعا بکنیم . نه ! پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و ارواحنا فداه لحظه به لحظه رشد معنوی غیر قابل قیاس با سایر مخلوقات دارند . این که ما عرض می کنیم من باب قدردانی است . به گدایی بزرگی پول داده . این دعا می کند من باب این است که تشکّر خودش را ابراز کند .
یا در آن زیارت داریم که « وَ جَعَلَ رُوحَکَ مَعَ أَرْوَاحِ السُّعَدَاءِ وَ أَعْطَاکَ مِنْ جِنَانِهِ أَفْسَحَهَا مَنْزِلًا وَ أَفْضَلَهَا غُرَفاً وَ رَفَعَ ذِکْرَکَ فِی الْعِلِّیِّینَ » در رتبه های بالا هم بعضی ها شاگرد اوّل آن رتبه اند . در قرآن داریم که مثلاً می گوید : « واذکر فی الکتاب ابراهیم » ببینید چه ارزشی چه قدر در علیّین یاد او و نام او به بلندی یاد شده که در قرآن جاوید به آن عظمت اسمش را پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم به دستور الهی ثبت می کنند .
علیّن رُتبی ، پیداست که نسبی هم هست . یعنی کسی که در مرحله توبه است نسبت به کسی که هنوز در خواب غفلت و گناه است او در مرتبه علیّین است به همین خاطر امیرالمؤمنین علیه السّلام به آن فرد که داشت به زبان استغفار می کرد فرمودند : « ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ أَ تَدْرِی مَا الِاسْتِغْفَارُ الِاسْتِغْفَارُ دَرَجَةُ الْعِلِّیِّینَ » مادرت به عزایت بنشینید ! تو اصلاً می دانی استغفار یعنی چه ؟ استغفار درجه افرادی است که در رتبه های بالایند .
این نشان می دهد اگر کسی در همان مرحله توبه تمرکزش به توبه باشد و توبه واقعی که امیرالمؤمنین علیه السّلام در ادامه همین روایت می فرمایند و می فرمایند شش رکن دارد انجام دهد . این به مقتضای رتبه خودش در بالاترین مرحله تزکیه نفس است . در مرتبه علیّین است .
در مورد « علیّین » به معنای مکانی ، یعنی مکانهای بالاتر از زمین به عنوان مثال این روایت که امام باقر علیه السّلام می فرمایند : « و علیون السماء السابعة : علیّین ، آسمان هفتم است »
یا این دعا که در هنگام گذاشتن میّت در قبر وارد شده است که : « اللَّهُمَّ جَافِ الْأَرْضَ عَنْ جَنْبَیْهِ وَ أَصْعِدْ رُوحَهُ إِلَى أَرْوَاحِ الْمُؤْمِنِینَ فِی عِلِّیِّینَ وَ أَلْحِقْهُ بِالصَّالِحِینَ » این ظاهراً مربوط به علوّ مکانی است . یعنی او را روحش را به آسمان چهارم ، که بهشت برزخی در این آسمان است ، بالا ببر . او را پیش مؤمنین در این بهشت برزخی ببر !
خلاصه آنچه ما تحقیق کردیم ، علیّین به یکی از این سه معنا در لسان آیات و روایات آمده است .
سؤال شانزدهم: آیا روایتی داریم که معصومین از علیّین خلق شده اند و روح شیعیان هم از علیّین و بدنشان از مراتب پایینت ؟
دو نوع روایت در این مورد داریم که با هم قابل جمعند روایت اوّل در کتاب کافی ج ۱ ص ۳۸۹ باب خلق أبدان الأئمة و أرواحهم روایت ۱ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام قَالَ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَنَا مِنْ عِلِّیِّینَ وَ خَلَقَ أَرْوَاحَنَا مِنْ فَوْقِ ذَلِکَ وَ خَلَقَ أَرْوَاحَ شِیعَتِنَا مِنْ عِلِّیِّینَ وَ خَلَقَ أَجْسَادَهُمْ مِنْ دُونِ ذَلِکَ فَمِنْ أَجْلِ ذَلِکَ الْقَرَابَةُ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ تَحِنُّ إِلَیْنَا
امام صادق علیه السّلام می فرمایند : خدا ما را از علیّین خلق کرده است و روح ما را از بالاتر از علیّین خلق کرده است و ارواح شیعیان ما را از علیّین خلق کرده است و بدنهایشان را از پایینتر از آن خلق کرده است ، به همین خاطر است که این قرابت ( ارتباط روحی ) میان ما و آنها برقرار است و قلوبشان به سوی ما کشش دارد .
روایت دوم باز در کافی ج ۱ ص۳۹۰ باب خلق أبدان الأئمة و أرواحهم و قلوبهم ، راوی می گوید : سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السّلام یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَنَا مِنْ أَعْلَى عِلِّیِّینَ وَ خَلَقَ قُلُوبَ شِیعَتِنَا مِمَّا خَلَقَنَا وَ خَلَقَ أَبْدَانَهُمْ مِنْ دُونِ ذَلِکَ فَقُلُوبُهُمْ تَهْوِی إِلَیْنَا لِأَنَّهَا خُلِقَتْ مِمَّا خُلِقْنَا ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَةَ کَلَّا إِنَّ کِتابَ الْأَبْرارِ لَفِی عِلِّیِّینَ. وَ ما أَدْراکَ ما عِلِّیُّونَ
امام باقر علیه السّلام می فرمودند : خدا ما را از اعلی علیّین ( بالاتر از علیّین ) خلق کرده است و قلوب شیعیان ما را از آن جایگاهی که ما را خلق کرده ، آفریده است و بدنهایشان را از پایین آن . به همین خاطر قلوب آنها به ما تمایل دارد چرا که این قلوب از آن جایگاهی خلق شده است که ما از آنجا خلق شده ایم . آنگاه آقا امام باقر علیه السّلام این آیه را تلاوت کردند : هرگز ! سیرت ابرار در علیّین رقم خورده است . و تو چه می دانی که مقام علیّین چه مقامی است ؟!
روایت دوم جمعش با روایت اوّل این است که خدا روح اهل بیت علیهم السّلام را از اعلی علیّین خلق کرده است نه بدن آنها را . بدنشان از اعلی علیّین نیست از علیّین است . پس این دو نوع روایت در حقیقت یکی است .
امّا معنای این روایت چیست ؟ گفتیم علیّین یعنی بالاییها . خدا بدن معصومین علیهم السّلام را از علیّین خلق کرده یعنی بالاتر از محدودیتهایی که بدن ما دارد ولو آنکه آنها بشری مثل ما هستند ولی روح قوی آنها بدنی به مقتضای این روح می خواسته که تاب این روح متعالی را داشته باشد . بدن امام به صورت ظاهر قویتر است از بدنهای سایرین . حواسّی که دارند قویتر است از حواسّ ظاهری . بدن امام سبب غفلتش نمی شود . من و شما اگر خواب باشیم دیگر متوجّه اطرافمان نیستیم امّا معصوم علیه السّلام در خواب هم متوجّه اطرافش است . اینکه در آن جریان ردّ الشّمس ، امیرالمؤمنین علیه السّلام سر مبارک رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم را از روی زانوانشان برنمی دارند و نماز را با اشاره می خوانند ، به این خاطر است که خواب پیامبر مانند بیداریشان است . متوجّه مسائل هستند . بدنشان مانعشان نیست لذا اگر لازم می بود بیدار شوند ، بیدار می شدند .
امّا روحشان ما فوق علیّین است . روح معصومین علیهم السّلام همانطور که گفتیم اوّل مخلوق است و اصلاً خلقت روحیشان با خلقت روحی ما فرق دارند زمانا و نوعا . نوعاً هم به این خاطر که یک حالت روحیی خدا در روح معصومین صلوات الله علیهم اجمعین قرار داده که از آن تعبیر به روح القدس می کنند و معصوم مؤیّد به روح القدس است و یک رابطه مخصوصی به واسطه این روح مخصوص با خدا دارد که اصلاً برای سایر مخلوقات اظهار هم نکرده اند .
آنچه معصومین علیهم السّلام در طول دوره زندگی با برکتشان اظهار کرده اند به نمایش گذاشته اند را ما می توانیم برسیم ، آنچه که مخصوص خودشان است اصلاً برای ما اظهار نکرده اند یا اگر گاهی کوچکش را اظهار کرده اند فرموده اند شما نمی توانید این را یاد بگیرید یا شما نمی توانید اینطور باشید . ( مثل جریان تشرّف مرحوم فشندی که امام عصر علیه السّلام به او می فرمایند این دعا را نمی توانی حفظ کنی این مخصوص حجّت خداست )
روح شیعیان از علیّین است یعنی روح رشد یافته ای است به واسطه اینکه در عالم ذر به مطالب عالم ارواح توجّه داشته اند روحشان قابلیت اوجگیری و خلاصی از محدودیتها را دارد .
استاد ما می فرمودند یک سنّی آمده بود پیش ما می گفت من می خواهم تزکیه نفس کنم . خوب ما جواب این را چه بدهیم ؟ این نمی داند که سنگ بنای اخلاقیات ، اعتقادات است .
اگر به بعضی بر نخورد ( و اگر خورد هم بخورد ! چون حرف اهل بیت است و ما باید خودمان را با آن تطبیق دهیم تا به ما بر نخورد ) حقیقتش این است که مولوی عارف نیست . عطّار عارف نیست . ابن عربی عارف نیست . چرا ؟ چون امام علیه السّلام می فرمایند معرفت خدا یعنی معرفت مردم هر زمانی نسبت به امام زمانشان . این سنّی است . امام زمانش را نشناخته . پایینترین سطح معرفت را هم ندارد . پس معرفت به خدا هم ندارد . پس عارف به چیست ؟ فقط اعمال سلیقه های نادرست فلسفی و تصوّف خودش را در قالب نثر مسجّع یا شعر ریخته و داستان پردازی کرده . اگر هم جایی حکمتی گفته دزدی است . مال معصومین علیهم السّلام است . این حکمت را شما بگیرید . چون گفتند از منافق هم حکمت را بگیر . ولی مدیون او نیستی . این یک خیر است که به تو رسیده و ان ذکر الخیر کنتم اوّله … خیر معدنش و اوّلش از اهل بیت علیهم السّلام است . پس شما مدیون این معدن هستید . نه مولوی و عطّار و ابن عربی و نظائرهم .
به هرحال روح این سنّی از علیّین خلق نشده . باید در این دنیا کاری بکند این روح را به علیّین برساند . کم کاری عالم ذر را باید اینجا جبران کند . تا این روح از دایره مادّیات خارج شود و اوج بگیرد .
بدنشان هم که خوب از مادون علیّین خلق شده . امّا از خاک طیّب و طاهر آن .
سؤال پانزدهم: معنای علیّین که در قرآن آمده چیست؟
عُلِّیَة به معنای طبقات بالا است . هر چیزی که نسبت به چیزهای دیگر بالاتر باشد نسبت به آنها از علیین است . حالا یا این علو مربوط به بالایی مکانی است یا مربوط به بالایی رتبی یا مربوط به بالایی جنسی .
بالایی مکانی مثل « و رفعناه مکانا علیا » که حضرت ادریس به آسمانها برده شد . یا مثلاً « ما کان لی من علم بالملا الأعلی اذ یختصمون » که عالمهای بالا مربوط به جهنّم است که بالای زمین است . یا « لا یسّمعون الی الملإ الأعلی و یقذفون من کلّ جانب » که در مورد دور کردن شیاطین از نفوذ به آسمانهای بالا و با خبر شدن از اخبار مهمّی است که ملائکه مذاکره می کنند .
بالایی رتبی مثل « و من یاته مومنا قد عمل الصّالحات فاولئک لهم الدرجات العلی » یا « کلّا انّ کتاب الابرار لفی علیّین و ما ادراک ما علیّون کتاب مرقوم یشهده المقرّبون »
بالایی جنسی یا همان نژاد برتر مثال برای این معنا : « استکبرت ام کنت من العالین» یا « الی فرعون و ملأه فاستکبروا و کانوا قوما عالین » یا « إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ یَسْتَحْیی نِساءَهُمْ إِنَّهُ کانَ مِنَ الْمُفْسِدینَ » یا « انّ فرعون لعالٍ فی الارض »
البته استشهادی که به آیات کردیم مربوط به ظاهر آیات بود وگرنه اگر بر اساس تفسیر یا تأویل بخواهیم دسته بندی کنیم مثلاً امام باقر علیه السّلام وقتی در مورد آفرینش روح شیعیان استشهاد می کنند به آیه « کَلَّا إِنَّ کِتابَ الْأَبْرارِ لَفِی عِلِّیِّینَ. وَ ما أَدْراکَ ما عِلِّیُّونَ » استشهاد می کنند . این نشان می دهد که امام از کلمه کتاب معنای ( سرشت ) را گرفته اند و علیّین را هم به معنای نژاد برتر گرفته اند . یا مثلاً اگر در ادعیه می گوییم ( و ألحقنی بالرفیقالأعلى ) ظاهر امر به معنای بهشت است که علوّ مکانی را نشان می دهد ولی رفیق اعلی اشاره ای دارد به آیه شریفه « اولئک مع الذین انعم الله علیهم من النّبیین و الصّدیقین و الشّهداء و حسن اولیک رفیقا »
حالا ما معنای علیین را در بعضی روایات و ادعیه هم بررسی می کنیم امّا قبل از آن باید یک مطلبی را در مورد علیّین به معنای نژاد برتر توضیح بدهم و آن مطلب این است که بعضی گمان کرده اند دین اسلام همه امتیازات را از بین برده است و برای مقصود خود به آیه « اِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِنْدَاللَّهِ اَتْقیکُمْ » استشهاد می کنند و حال آنکه همین آیه دلیل بر کذب گفته آنهاست چون آیه این معنا را می رساند که اسلام ، تمام امتیازات را الغاء نکرده و بلکه امتیاز تقوى را اثبات کرده است . در اسلام امتیازات دیگری هم هست که الغاء نشده است مثلاً خدای متعال در سوره نساء می فرماید : « فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدینَ عَلَى الْقاعِدینَ اَجْرًا عَظیمًا » خدا مردان مجاهد را بر خانهنشینان و تنپروران برترى داده است . بنابراین، امتیاز دوّم هم جهاد است که خداى تعالى در قرآن به صراحت از آن یاد کرده است . بنابراین برخلاف آنچه بعضى گمان کردهاند که اسلام به طور کلّى امتیازات را الغاء کرده ، باید بگوئیم که اسلام براى الغاى امتیازات بىواقعیّت و اعتبارى و ساخته دست استعمارگران آمده تا افرادى را که در عالَم ، عزیز بىجهتند سرکوب کند و نگذارد هر که زر و زورش بیشتر است بر مردم مسلّطتر گردد . ولى در مقابل ، امتیازات واقعى و حقیقى را تأیید کرده وبلکه مثل امتیاز تقوى و علم و جهاد را از پر ارزشترین صفات انسانى شمرده است.
ما در آیات قرآن مىخوانیم :
« هَلْ یَسْتَوِى الَّذینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذینَ لایَعْلَمُونَ » آیا دانا با نادان مساوى است؟
« قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمى وَ الْبَصیرُ أَ فَلا تَتَفَکَّرُونَ » آیا بینا و نابینا مساوى است؟
« هَلْ تَسْتَوِی الظُّلُماتُ وَ النُّور » آیا آن کسی که در گمراهی حرکت می کند و دیگران را هم گمراه می کند با آن کسی که خدا به او نور داده است و در نور حکمت ، حرکت می کند مساویند ؟
« وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَجُلَیْنِ أَحَدُهُما أَبْکَمُ لا یَقْدِرُ عَلى شَیْءٍ وَ هُوَ کَلٌّ عَلى مَوْلاهُ أَیْنَما یُوَجِّهْهُ لا یَأْتِ بِخَیْرٍ هَلْ یَسْتَوی هُوَ وَ مَنْ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ هُوَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ »
آیا مرد مجاهد با یک فرد تنپرور و خانهنشین مساوى است؟!
آیا مىتوان امتیاز یک فرد مجاهد و پاکدامن و دانشمند را که تمام وجودش وقف خدمت به مردم است بر دیگران منکر شد؟!
آیا ممکن است شخصى را که تمام صفات انسانى در وجودش به حدّ کمال رسیده با کسى که خدا دربارهاش فرموده است : « اینها از حیوانات هم بدترند» ، مساوى دانست؟
اگر فردى به خاطر خدا به مردم محبّت کند و آنها را از بدبختى و هلاکت حتمى نجات دهد، مورد محبّت و اکرام مردم واقع نمىشود ؟ آیا مردم از او تشکّر نمىکنند و براى او امتیاز قائل نیستند؟
امّا سؤال اساسی این است که ، آیا اسلام براى بعضى از نژادهاى بشرى هم ، امتیازى قائل شده است یا خیر؟
در جواب باید بگوییم : نژادها بر دو قسمند :
قسم اوّل: نژادهائى که از نظر جسمى تفاوتى با یکدیگر دارند مثل سیاه و سرخ و سفید و یا تفاوتهاى دیگر که مربوط به خلقت است و خداى تعالى در این خصوص مىفرماید : « اِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ اُنْثى وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوبًا وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا » ما شما را از زن و مردى خلق کردیم و شعبه شعبه و دسته دسته قرارتان دادیم تا یکدیگر را بشناسید.
در حقیقت ، نژادهاى مختلف و رنگها و حتّى شکلها و قیافه ها تنها براى این است که شناخته شوند و با یکدیگر تفاوت داشته باشند .
قسم دوّم : نژادهاى اصیلى که داراى امتیازات معنوى هستند . مثلاً اگر یک سلسله نسبى همه از علماء و دانشمندان باشند و یا همه از مجاهدین و سلحشوران باشند و یا اگر همه از پاکان و مؤمنین و موحّدین باشند ، مسلّماً آنها داراى امتیاز اصیلى هستند و یا نژادى به خاطر آنکه انتسابى به اهل تقوى و علم و مجاهدین اسلام دارند ، داراى امتیازند و این قسم از امتیاز نیز مورد تأیید اسلام است .
مثلاً اسلام براى نژاد سادات و ذریّه حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها ، به دو جهت امتیاز قائل شده است :
اوّل آنکه این سلسله از نسب ، از حضرت آدم علیه السّلام تا حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم ، همه انبیاء و رسولان و پاکان بودهاند . زیرا در زیارتها خطاب به ائمّه اطهار مىخوانیم که : « اشهد انّک کنت نوراً فى الاصلاب الشّامخة و الارحام المطهّره» شهادت مىدهم تو در صلبهاى پاک و شامخ بودهاى .
و از زمان حضرت رسول اکرم و على بن ابیطالب علیهما و علی آلهما السّلام ، تا این زمان ، این نژاد ، همه مسلمان و موحّد و اکثراً حتّى داراى مذهب حقّه بودهاند . سادات اکثراً در هر زمان علیه طاغوتهاى زمان خود قیام مىکرده و همیشه ظالمان و ستمگران را در وحشت و اضطراب قرار مىداده و تا حدّى آنها را کنترل مىکرده و بهترین نمونههاى مجاهدین واقعى اسلام بودهاند و وقتی که تقوا ، علم ( مخصوصاً علم اعتقادات صحیح ) و جهاد که از فضیلتها و امتیازات اثبات شده است در قومی باشد تردیدى نیست که نسلى و نژادى که داراى این خصوصیّات باشد ، بر سایر نژادها مزیّت و امتیاز خواهد داشت .
مگر نه آنکه در قرآن مجید به خاطر آنکه بنى اسرائیل از نژاد انبیاء بودهاند ، با همه اعمال زشتشان خدا آنها را بر دیگران برترى داده است و براى آنها امتیاز قائل شده است. چنانکه آیات زیر بر این مطلب کاملاً گواهى مىدهد .
« وَ جاوَزْنا بِبَنىاِسْرائیلَ الْبَحْرَ فَاَتَوْا عَلى قَوْمٍ یَعْکُفُونَ عَلى اَصْنامٍ لَهُمْ قالُوا یا مُوسَى اجْعَلْ لَنا اِلهًا کَما لَهُمْ الِهَةٌ قالَ اِنَّکُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ × اِنَّ هؤُلاءِ مُتَبَّرٌ ما هُمْ فیهِ وَ باطِلٌ ما کانُوا یَعْمَلُونَ × قالَ اَغَیْرَ اللَّهِ اَبْغیکُمْ اِلهًا وَ هُوَ فَضَّلَکُمْ عَلَى الْعالَمینَ »
« وَ لَقَدْ اتَیْنا بَنىاِسْرائیلَ الْکِتابَ وَ الْحُکْمَ وَالنُّبُوَّةَ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلَى الْعالَمینَ »
« یا بَنى اِسْرائیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِىَ الَّتى اَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ اَنّى فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعالَمینَ »
در تمام این آیات ، خداى تعالى تصریح کرده که آنها را بر تمام مردم زمان خودشان فضیلت داده است .
بنابراین بنىاسرائیل به خاطر انتسابشان به انبیاء علیهم السّلام ، داراى فضیلت شدهاند همچنین سادات به خاطر انتسابشان به انبیاء و ائمّه اطهار علیهم السّلام داراى فضیلتند .
دوّمین امتیازی که سادات دارند این است که ، نژاد سادات به خاطر انتسابشان به پیغمبر اکرم و حضرت على بن ابیطالب و حضرت فاطمه زهراء علیهم السّلام برترى و فضیلتدارند.
به دلائل فطرى و نقلى ، این امتیاز هم از امتیازات واقعى و اصیل اسلامى است .
فطرت انسان حکم مىکند که اگر کسی شما را از مهلکه حتمی نجات داد و برای شما مادّیات و معنویات و آینده روشن به جای گذاشت ، اگر روزی فرزند این منعِم فقیر شود ، باید براى این فقیر که فرزند یک چنین فردى بوده امتیاز قائل شد . و همچنین فرزندان پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله که ما هر چه داریم از اجداد آنها است ، آنها هم داراى امتیازند و باید ما همه زندگى خود را مرهون آنها بدانیم .
امّا دلیل نقلی : پروردگار متعال مىفرماید: « وَاذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ اِذْ کُنْتُمْ اَعْداءً فَاَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَاَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِه اِخْوانًا وَ کُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَاَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ ایاتِه لَعَلَّکُمْتَهْتَدُونَ »
به یاد بیاورید نعمت خدا را زمانى که با هم دشمن بودید، پس خدا دلهاى شما را با هم مهربان نمود و شما بودید که در زیر سایه اسلام به نعمت خدا برادروار زندگى کردید و شما بودید که بر لب گودى آتش جهل و نادانى و بدبختى قرار داشتید و خدا شما را بوسیله پیامبر اسلام نجاتداد.
شما مىدانید که اگر خدا بوسیله پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله ، مردم را از آن پرتگاه نجات نمىداد، آنها در آتش بدبختى مىسوختند و اگر زحمات بیست و سه ساله پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله ، نبود ؛ مردم هیچ چیز نداشتند و هر چه امروز از نظر معنوى و حتّى مادّى دارند ، مربوط به بعثت پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله ، است .
بنابراین در مرحله اوّل به خاطر زحمات پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و آنچه او به ما بخشیده است باید براى فرزندانش امتیاز قائل شویم و در مرحله دوّم به خاطر علم و تقوى و جهاد و فضائل عظیمه پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و على بن ابیطالب و فاطمه زهراء علیهما السّلام باید براى آنها فضیلت قائل شویم.
این موضوع در حکایت حضرت خضر و حضرت موسى علیهما السّلام در قرآن کریم توضیح داده شده و تأیید گردیده است . وقتى حضرت خضر علیه السّلام ، دیوارى را که در آن قریه در حال خراب شدن بود ، بر پا داشت ومىخواست فلسفه عملش را براى حضرت موسى علیه السّلام ، نقل کند ، چنین گفت : « وَ اَمَّا الْجِدارُ فَکانَ لِغُلامَیْنِ یَتیمَیْنِ فِى الْمَدینَةِ وَ کانَ تَحْتَهُ کَنْزٌ لَهُما وَ کانَ اَبُوهُما صالِحًا فَاَرادَ رَبُّکَ اَنْ یَبْلُغا اَشُدَّهُما وَ یَسْتَخْرِجا کَنْزَهُما رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ »
امّا دیوار به دو پسربچّه یتیمى تعلّق داشت و گنجى زیر آن دیوار براى آنها نهفته بود و پدرشان مرد صالحى بود. پروردگارت اراده کرد که آنها بزرگ شوند و گنج خود را استخراج کنند. این به خاطر مهربانى پروردگارت نسبت به آنها بوده است .
در حدیث معتبر از امام باقر و امام صادق علیهما السّلام نقل شده است کهفرمودند:
« اطفال به خاطر اعمال پدرانشان حفظ مىشوند، چنانکه خداى تعالى حقوق دو پسرى را ( که در قصّه حضرت خضر و حضرت موسى علیه السّلام است) به خاطر نیکوکارى پدرشان حفظ فرمود . »
و در روایتى از امام صادق علیه السّلام نقل شده است که آن حضرت فرمود :
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند : خداى تعالى به جاى بنده صالحش بعد از مرگ ، حافظ اهل و عیال و فرزند و اموال او خواهد بود اگر چه اهل او اهل بدى باشند. سپس این آیه را تلاوت فرمود:« وَ کانَ اَبُوهُما صالِحًا »
و در روایت دیگرى از امام صادق علیه السّلام نقل شده است که فرمود:
خداى تعالى حافظ حقوق فرزند مؤمن است به خاطر ایمان پدرش تا هزار سال و دو پسرى که خدا ( به وسیله حضرت خضر و موسى علیهما السّلام ) حقوقشان را حفظ کرد ، بین آن دو و بین پدرشان که صالح بود هفتصد سال فاصله بود .
ملاحظه فرمودید که اسلام به خاطر نیکوکارى و تقواى پدر ، براى فرزندان امتیاز قائل است همان گونه که فطرت و وجدان انسان بر این موضوع گواه است . بنابراین بعضی گروهها از نظر بدنی بالاتر از بقیه اند به عبارتی از علیّین و از نژاد برترند .
امّا دو مطلب می ماند برای هفته های آینده : یکی معنای علیّین در بعضی روایات و ادعیه که مربوط به کدام از سه معنایی است که در اوّل مطلب گفتیم و دوم آنکه ، از روایات بر می آید یک برتری نژادی هم در آفرینش داریم که بعضی از علیّین خلق شدند بعضی از مافوق آن و بعضی از طبقات پایین ، معنای این روایات را هم در هفته های بعد مورد بررسی قرار می دهیم .