Posts Tagged ‘موفقيت’
چه توصیه هایی به زن و شوهرها برای بهتر شدن زندگیشان دارید؟
قرآن کریم زن و مرد را برای یکدیگر تشبیه به لباس برای هم می کند « هنّ لباس لکم و انتم لباس لهن » زن باید لباس باشد برای مرد ، مرد هم باید لباس برای زن باشد .
لباس خاصیتی که دارد این است که اگر بدن انسان یک عیبی داشته باشد آن عیب را می پوشاند . یک خال یا یک سوختگی یا خالکوبی دارد این را می پوشاند . زن و مرد باید عیوب یکدیگر را بپوشانند . حتّی نباید بگذارند از عیوب همسرشان خود پدر و مادر همسر با خبر شوند چه برسد به اینکه به اسم درد دل این عیب را در بوق کنند و به همه بگویند .
خاصیت دیگری که لباس دارد این است که عیب را که می پوشاند بماند انسان را زیبا هم جلوه می دهد . « زینتا و ریشا » زن و مرد باید همدیگر را زیبا جلوه بدهند . قبلاً گفتم تعریفتان را نسبت به مسائل تغییر دهید . روانشناسان می گویند : « نیمه پر لیوان را ببینید » . اسلام این را نمی گوید . اسلام می گوید اصلاً همه این لیوان ، پر است . همه عالم خلقت خیر است . حتّی خاری در پای مؤمنی نمی رود مگر آنکه خیرش در همان است . حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام را بردند زندان هارون . زندان معمولی هم نبود . مطامیر ! مطامیرچاله هایی را می گویند که عمودی در زمین چندین متر حفر می کنند بعد باز افقی چند متر حفر می کنند . کاملاً تاریک و کاملاً نمناک . تازه در آنجا به طور معمول هم نگهشان نمی داشتند . المعذّب فی قعر السّجون و ظلم المطامیر . عذاب می کردند . ایذاء هم نمی کردند . اذیت یک مرتبه پایینتر است از عذاب . عذاب روح را هم شامل می شود . « روح را صحبت ناجنس عذابیست الیم » افراد یهودی ، زن بدکاره ، اینها را می آوردند پیش حضرت .
در عین حال امام علیه السّلام می فرمایند : خدایا من یک جای خلوت برای عبادتت می خواستم به من دادی .
این را هم امام نعمت می بینند . نه اینکه نعمت می بینند نه اصلاً نعمت هست . اینکه حضرت زینب سلام الله علیها می فرمایند : « ما رأیت الّا جمیلاً » من جز زیبایی چیزی ندیدم . واقعش همین است . حضرت تحمّل نمی کنند . تحمّل مال جایی است که شما سنگینی چیزی را احساس کنید . یک وقت هست شما یک ساکی را برداشتید امّا سنگینی آن را کاملاً احساس می کنید و کمرتان در زیر آن تاب نمی آورد . یک بار هم هست همین بار را یک باربر ، بلند می کند امّا چون می دانید چطور باید آن را بلند کنید سنگینی آن را احساس نمی کنید .
ما اسباب کشی داشتیم تکّه های سنگینی مثل یخچال و گاز را این کارگرها بر می داشتند و ما یک چیز کوچکی بر می داشتیم به نفس نفس می افتادیم . اینها می دانستند به چه روشی حمل کنند این بار را.
یک روایت داریم که : « الحلیم من احتمل اخوانه » حلیم کسی است که برادارنش را احتمال کند . روایت نگفته تحمّل کند . فرق است بین تحمّل و احتمال . تحمّل یعنی سنگینی حمل آن را احساس می کنید . احتمال یعنی اینکه شما بار را حمل کنید بدون اینکه سنگینی آن را احساس کنید . بلکه لذّت هم می برید
خوشبختی در این نیست که هر چه شما می خواهید در همسرتان مهیّا باشد در این است که بتوانید او را خوشبخت کنید و از این کار لذّت هم ببرید . هیج نقصی احساس کنید باید همدیگر را زیبا جلوه دهید تا بعد از یک مدّت واقعاً به این زیباییها متلبّس شوید و برسید .
یک خاصیت دیگر که لباس دارد تقیکم الحرّ و البرد در گرما و سرما شما را محافظت می کند . باید اینطور باشید . باید در همه شرایط مواظب هم باشید . واقعاً این جنبه را اگر رعایت کنیم دنیایی از محبّت در زندگیهایمان ایجاد می شود . نگاه کنید نحوه برخورد حضرت امیرالمؤمنین و حضرت زهرا سلام الله علیها را با همدیگر . در همین حدیث کساء نگاه کنید چطور با محبّت همدیگر را صدا می زنند و با هم حرف می زنند
خلاصه زن و شوهر خوب کسانی نیستند که درست مثل هم باشند . در اعتقادات و اصول کلّی وافکار اساسی باید مثل هم باشند هم کفو باشند . امّا در سایر مسائل باید مکمّل هم باشند .
چگونه با آنچه به آن عادت کرده ایم مقابله کنیم؟
اوّلاً باید بدانیم معنای عادت چیست . امام علیه السّلام می فرمایند : « العادة طبع ثان » عادت یک فطرت دوم است . ببینید عادت یک امکان است که خدای متعال برای انسان قرار داده است . مثل خشم مثل شهوت . این مهم است که متعلّق این عادت چه چیزی باشد . چه اشکال دارد انسان عادت کند به بیدار ماندن بین الطّلوعین . چه اشکال دارد انسان عادت کند به خواندن نماز در اوّل وقت . عادت خوب ، خوب است . آن چیزی که بد است عادت بد است . سوء العادة کمین لا یؤمن . عادت بد دامی است که نمی توان نسبت به آن بی خیال و راحت بود . یک جایی بروز می کند و ضربه سنگینی به شما می زند .
حتّی انجام دادن کارهای خوب به خاطر عادت هم بد است. به کار خوب عادت بکنید امّا به خاطر عادت کار خوب نکنید ، یعنی اینطور بشود که عادت به با وضو خوابیدن داشته باشی امّا اینطور نباشد که اگر یک شب نشد به هر معذوریتی وضو بگیری دیگر خوابت نبرد . اینجا دیگر تو به خاطر خدا این کار را نمی کنی به خاطر اینکه ترک عادت موجب مرض است این کار را می کنی .
خلاصه این یک امکان است که خدای متعال در اختیار من و شما گذاشته است . روایت دارد که انّ الشیطان خبیث معتاد لِما عوّد . شیطان موجود خبیثی است که اگر عادتش بدهی عادت پذیر می شود . شما اگر شک در نماز کردی گفته اند نماز را نشکن چون اگر به شیطان اهمّیت ندهی دیگر عادت می کند که از این راه به سراغ شما نیاید .
نفس هم عادت پذیر است . عادت بد اگر بپذیرد این بیچاره کننده است . راه برطرف کردن عادت بد هم فقط و فقط تهذیب نفس است . من لم یهذّب نفسه فضحه السوء العادة کسی که نفسش را تهذیب نکند عادتت بد او را بیچاره می کند .
من این را نمی گویم ، از بزرگترین اساتید اخلاق بپرسید عمده کار تهذیب نفس همین غلبه بر عادت است والّا انجام واجبات و ترک محرّمات که تزکیه عمل است در حیطه احکام باید آن را انجام دهی . عقاید فرد را برایش کلاس درس عقاید می گذاری ، اعمالش را کلاس درس احکام می گذاری ، در صراط مستقیم قرار می گیرد ولی عمده مسأله یکی افکارش است که باید با موعظه حسنه و به تعبیر روایت دراسة الحکمة ملاکها و معیارها را به او می دهی تا دچار انحراف در افکار نشود یکی هم در صراط مستقیم قرار گرفتن آداب و رسوم است یعنی همان عادات . کارمشکل استاد و شاگرد در تهذیب نفس تغییر این دو چیز است . به تعبیر روایت این دو چیز عامل به ثمر رسیدن همه ریاضتها در سیرالی الله است . لقاح الریاضة دراسة الحکمة و غلبة العادة
بالاترین مرحله بندگی این است که انسان به عاداتش غلبه کند أفضل العبادة غلبة العادة
راه اساسی ترک عادت بد و به دست آوردن عادت خوب تهذیب نفس است . اگر زیر نظر استاد اخلاقی که فقیه اهل بیت علیهم السّلام باشد با شیطان و نفس از راه درستش که استاد به شما یاد می دهد مقابله کنید ، این عادت که یک اسب وحشی خطرناک است یک مرکب رام قابل استفاده پرفایده برای شما خواهد شد .
چه کار کنیم در زندگی آرامش داشته باشیم؟
آنچه که آرامش را از بین می برد معلّق بودن است . اگر آدم به یک جایی بسته باشد پشتش به یک چیزی گرم باشد ، یقیناً آرامش خواهد داشت . شما یک جا نشسته اید ، جایتان خوب نباشد همه اش این پهلو و آن پهلو می کنید . پا عوض می کنید . دو زانو می نشینید . چهارزانو می نشینید . این مال این است که شما در یک جا محکم نیستید . شما در یک اداره ای باشید و استخدام رسمی و حتّی پیمانی هم نباشید ( گرچه حالا دیگر به این نوع استخدامات هم نمی شود آرامش داشت و اگر بخواهند بیرونتان بیندازند می اندازند . ) حقّ الزّحمه ای کار کنید ، این هر لحظه ممکن است بیرونش بیندازند . آرامش ندارد . کار می کند . حقوقش هم می گیرد . ولی آرامش ندارد . مثال حالا زیاد است .
کسی که به جایی پشتش گرم نباشد این آرامش ندارد . آرامش روحی انسان بخواهد داشته باشد خدای متعال در قرآن دو دسته را معرفی می کند که اینها آرامش دارند . یکی کسانی که دنیا را اصل گرفته اند و برای همین دنیا هم تلاش می کنند « و ما لهم فی الآخرة من نصیب » اصلاً به آخرت و به خدا و به معنویات هم فکر نمی کنند . اینها را خدا می گوید : « إِنَّ الَّذینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنا وَ رَضُوا بِالْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اطْمَأَنُّوا بِها وَ الَّذینَ هُمْ عَنْ آیاتِنا غافِلُونَ » به دنیا راضی شده اند به همان هم آرامش دارند . این یک دسته که با آرامش زندگی می کنند .
یک دسته دیگر کسانی که به انس با خدا رسیده اند به انس امام زمانشان رسیده اند . اینها چه غمی می خواهند داشته باشند . « من وجدک فماذا فقد ؟ »
خدای متعال می فرماید : « الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ » کسانی که ایمان آورده اند و قلبهایشان به ذکر خدا آرامش پیدا کرده است .( بعد یک اعلام علنی می کند : ) همه بدانید ! همه آگاه باشید ! به ذکر خدا دلها آرامش پیدا می کند .
کسانی که پشتشان به خدا محکم است اینها هم آرامش دارند .
امّا کسانی که « مذبذبین بین ذلک لا إلی هؤلاء و لا إلی هؤلاء » هستند . منافقند . با امام زمان فاصله دارند . روحشان پاک نشده . اُنسشان برقرار نشده است . اینها آرامش ندارند .
می شود آرامش موقّتی داشت امّا برای اینکه آرامش دائمی داشته باشیم باید نفسمان را تزکیه کنیم تا به جایی برسیم که این نفس که امّاره بالسّوء است این رام شود. اگر از دستش در رفت و چموشی کرد خودش شرمنده باشد . به عبارتی دیگر نفس لوامّه می شود . اگر اشتباه کرد خودش را ملامت می کند . و نهایتا اگر رسیدیم به جایی که نفس مطمئنّه شد اینجا دیگر این نفس همیشه آرامش دارد . « یا أیّتها النّفس المطمئنّه ارجعی الی ربّک راضیة مرضیة » چه آرامشی از این بالاتر که او به تقدیرات و قضاهای الهی آرامش داشته باشد و خدا هم از او راضی باشد . باید نفسمان تزکیه شود تا آرامش پیدا کنیم . به تعبیر عربی و به تعبیر قرآن مطمئنّه شویم .